« يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ » .
« 1 »
ذكر اين نكته ، ضرورى است كه بحث در اثبات حجّيت و اعتبار عقل است ، نه در كافى و وافى بودن آن در اثبات همهء مقاصد دينى و فهم مفاهيم ماوراى طبيعى .
ب . حجّيت عقل در نگاه روايات
اگر كسى به كتابهاى حديث شيعه رجوع نمايد ، به روشنى به اين نكته پى خواهد برد كه « در مكتب اهل بيت عليهم السلام عقل و استدلال عقلى ، در معارف الهىجايگاه مهمّى دارند » . آن بزرگواران ، با در نظر گرفتن سطح آگاهى و قدرت ذهن و ورزيدگى فكر مخاطبان ، در بياناتشان از روشهاى مختلف استدلال ( برهان ، جدل و خطابه ) استفاده نمودهاند و همين مسئله ، سبب شده كه تفكّر شيعى در مسير تفكّر عقلى و فلسفى هدايت شود و فيلسوفان شيعه ، با الهام گرفتن از معارف بلند احاديث ائمّهء اهل بيت عليهم السلام فلسفهء الهى را بارورتر و بالندهتر سازند . « 2 » چنان كه كلينى از امام صادق عليه السلام گزارش كرده كه فرمود :
آغاز و نخست هر چيز آبادانى - كه هر سودى به آن مربوط است - ، عقل است كه آن را خدا زينت و نورى براى خلقش قرار داده است . با عقل ، بندگان ، خالقِ خود را مىشناسند و مىدانند كه آنها مخلوقاند و او مدبّر و ايشان تحت تدبير اويند . اين كه خالقشان پايدار و آنها فانى هستند و به وسيلهء عقول خويش از ديدن آسمان و زمين و خورشيد و ماه و شب و روز استدلال كردند كه او و اينها خالق و سرپرستى دارند . . . با عقل ، تشخيص زشت و زيبا مىدهند ، در نادانى ، تاريكى و در علم ، نور است . اين است آنچه عقل به آنها رهنما گشته . عرض شد : آيا بندگان مىتوانند به عقل اكتفا كنند ( و در پى تحصيل علم و ادب برنيايند ) ؟ فرمود : عاقل به رهبرى همان
هامش
( 1 ) . سورهء اعراف ، آيهء 157 .
( 2 ) . همان جا .