كه عقل است - ، باقى مىماند و آنان كه اهل بينش عقلىاند ، پس از بهرهمندى از حجّت خارجى ، به واسطهء نور عقل و بصيرتْ هدايت مىيابند و راه الهى را مىپيمايند . « 1 »
اين حكيم متألّه ، معتقد است كه در معجزات حسّى ، شُبهه وارد مىشود ، ولى در يقينيات عقلى ، شبههاى نيست ، لذا مىفرمايد :
حصول ايمان به خدا و روز رستاخيز ، از راه معجزهء حسّى ، دينِ فرومايگان و مشرب مردمان عوام است و اهل بينشْ به آن راضى نمىشوند . . . . و اعتراف به ظاهر ، غير از گشادگى سينه به نور يقين در قلب است . « 2 »
انواع و مراتب عقل
از آن جهت كه براى عقل ، معانى مختلفى بيان شده ، پس هر معنا مىتواند مراتب و درجاتى داشته باشد . چنان كه در گذشته ، به اختصار ، مراتبى را براى عقل ذكر كرديم .
از سويى ديگر ، مىتوان گفت كه عقل به اعتبارات مختلف ، قابل تقسيمبندى است . به اين صورت كه عقل ، به اعتبار توجهش به دنيا و آخرت ، به عقل « معاد » و « معاش » و به اعتبار منشأ ، به عقل « طبيعى » و « اكتسابى » و به اعتبار متعلّق آن ، به « عملى » و « نظرى » و به اعتبار درجات كمال ، به عقل ، « كامل » ، « ناتمام » و « منحرف شده » تقسيم كرد . « 3 » اينك به اختصار ، به شرح هر يك از اين مفاهيم مىپردازيم .
عقل معاش
اگر چه عقل بايد هم به امور معاد و آخرت و هم به امور دنيوى توجّه داشته باشد ، ولى كسى كه عقل خود را صرفاً براى بهرهمندى از متاع دنيا به كار مىگيرد ، فقط داراى عقل معاش است و بر اساس آموزههاى قرآن ، اين ويژگى ، از صفات كافران است ، چنان كه
هامش
( 1 ) . ر . ك : شرح اصول الكافى ، ص 576 و 577 .
( 2 ) . همان ، ص 561 .
( 3 ) . تربيت عقلانى ، ص 46 .