اصولًا منطق قرآن ، منطق دليل و برهان است و همه جا از صاحبان عقايد مىخواهد تا براى اثبات عقيدهء خود برهان آورند « 1 » و خود نيز بر دعاوى خويش اقامهء برهان مىكند ، چنان كه در اثبات يگانگى خدا مىفرمايد :
« لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا » .
« 2 »
قرآن كريم ، حجّيت و اعتبار عقل را نه تنها در قلمرو حكمت نظرى و اثبات وجود خدا و صفات ذاتى او به رسميت مىشناسد ، بلكه در قلمرو حكمت عملى و حسن و قبح افعال نيز پذيرفته است . چنان كه در بسيارى از آيات ، رسالت پيامبر را تذكّر ، موعظه ، امر به معروف و نهى از منكر مىداند و واضح است كه تذكّر و موعظه ، در جايى است كه مخاطب ، خودش ، حسن و قبح و سود و زيان كارى را مىداند ؛ ولى چون دچار غفلت گرديده و يا احتمال غفلتزدگى در مورد او مىرود ، به تذكّر و وعظ نياز دارد ، چنان كه مىفرمايد :
« إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى وَ يَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ »
؛ « 3 » خداوند ، به عدل و احسان و پرداخت حقوق خويشاوندان امر مىكند و از زشتىها و ناروايىها و تعدّى به ديگران نهى مىكند و بدين شيوه ، شما را موعظه مىكند ، شايد به خود آييد .
مفاد آيه ، اين است كه انسان ، خوبىِ عدل و احسان ، و دادن حقّ خويشاوندان و نيز بدى و زشتى كارهاى ناروا را مىداند و امر كردن خداوند ، نقش ارشادى دارد . چنان كه در جايى ديگر ، رسالت پيامبر صلى الله عليه و آله را امر به معروف و نهى از منكر معرفى نموده ، مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 111 .
( 2 ) . سورهء انبياء ، آيهء 22 .
( 3 ) . سورهء نحل ، آيهء 90 .