إنّ هذا العقل أوّل المخلوقات و أقرب المجعولات إلىّ الحق الأوّل وأعظمها وأتمّها و ثانى الموجودات فى الموجودّية ؛ « 1 »
اين عقل ، نخستين آفريده و نزديكترين مجعولات به سوى حق تعالى و بزرگترين و كاملترين و دومين موجود در موجود بودن است . « 2 »
البته لازم به يادآورى است كه ايشان در ادامهء شرح خود ، با ادلّهء عقلى و نقلى ، اثبات مىكند كه اين عقل ، همان روح پيامبر صلى الله عليه و آله است و مىنويسد :
هر كس در اين مطلب ، دقّت نظر نمايد ، در مىيابد كه هر چه عقل ، اوّل بدان توصيف شده و از آن خبر داده شده ، به عينه ، از خواصّ روح او صلى الله عليه و آله است . « 3 »
ملّاصدرا ، واژهء عقل را - كه در حديث چهاردهم « 4 » نيز به كار رفته - به همين معناى ششم ، شرح و تفسير مىكند .
ملّاصدرا ، عقل ذكر شده در پايان حديث يازدهم را به معناى عقلى كه در كتاب نفس بحث مىشود و داراى چهار مرتبه است ( معناى پنجم عقل ) مىداند . پيامبر صلى الله عليه و آله در اين حديث مىفرمايد كه خداوند به بندگانش چيزى بهتر از عقل نبخشيده است ؛ زيرا خوابيدن عاقل ، از شببيدارى جاهل و در منزل بودن عاقل ، از مسافرت جاهل ( به سوى حج و جهاد ) بهتر است . خداوند ، هيچ پيغمبر و رسولى را جز براى تكميل عقل ، مبعوث نساخته ( تا عقلش را كامل نكند مبعوث نمىسازد ) و عقل او برتر از عقلهاى تمام امّتش خواهد بود . آنچه پيغمبر در خاطر دارد ، بر تلاش تلاشگران ترجيح دارد و تا بندهاى واجبات را به عقل خود در نيابد ، آنها را انجام نداده است . همهء غايبان ، در فضيلت عبادتشان ، به پاى عاقلان نمىرسند و عاقلان ، همان صاحبان
هامش
( 1 ) . همان ، ص 168 .
( 2 ) . عن أبى جعفر عليه السلام قال : لمّا خلق اللَّه العقل استنطَقه . ثُمّ قال له : اقبِل فأقبل . ثمّ قال له : ادبر فأدبر . ثمّ قال : و عزّتى و جلالى ما خلقتُ خلقاً هو احَبُّ إلىّ منك ولا أكملتك إلّافيمن أحبّ . . . .
( 3 ) . شرح اصول الكافى ، ص 216 .
( 4 ) . همان ، ص 151 .