تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيض نجف ( فارسى ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
اصفهان هميشه شكايت مى كرد . آخوند تاريخ ايران و اسلام را خوب مى دانست . گاهى در موقع تعطيلى از حالات علمايى كه در سياست داخل شده بودند ، از قبيل نظام الملك و خواجه ، صحبت ها مى كرد . طريقه خواجه را نمى پسنديد ، و هميشه سياست او را كه موجب خونريزى زيادى خاصّه در بغداد شده بود به شدّت تنقيد مى كرد . با اين كه به ترتيب جديد از سياست خبرى نداشت ، مع ذلك اصول سياست امروزى را به نام عدالت ، خوب بسط مى داد . كاملًا طرفدار صنعت بود ، و به شاگردهايش توصيه مى كرد كه هر يك ، يك صنعت يدى ياد بگيريد . خيلى مقدّس بود ولى مقدّس تر ، يعنى يك حكيم و عارف مقدّس بود . حالات عبادتى او با معاشرتى كاملًا فرق داشت . در موقع عبادت ، خاصّه در مواقع مخصوصه ، فانى صرف مى شد ، به قسمى كه هيچ ملتفت خودش نبود . اشخاصى كه در اطراف او بودند [ را ] نمى شناخت . صدا نمى شنيد ، سؤالات را جواب نمى توانست بدهد ، آينده ها را تميز نمى داد ، مستغرق در ذكر و فكر خودش بود . در اين حال غالباً تشنّج پيدا مى كرد . ديده شده است كه در موقعى كه صداى اذان ( الله اكبر ) مى شنيد مى لرزيد . رنگش مبدّل ، اعصابش بى قدرت ، مثل مجسمه اى بى روح به روى زمين مى افتاد . من در شب هاى جمعه ، غالباً پشت در حجره ايشان ، در موقع نماز و عبادتش مى ماندم . دو ركعت نماز مى كرد كه تقريباً سه ساعت طول مى كشيد ، امّا چه نمازى ! از اركان اربعه هيچ چيزى را دارا نبود ، و به دو امر رو به قبله بود ، ولى پس از شروع و غرق در ذكر ، حالت دورانى پيدا مى شد كه او را به اطراف مى گردانيد . آخوند با آن مناعت و متانت ، مثل يك بچه به . . . گريه و تأثّر و تحيّر و ركعات و سجدات زياد ، دو ركعت نماز مى خواند . همين كه به ركوع مى رفت طاقت تحمّل نداشت ، يعنى شدّت جريان ذكر ، او را متحرّك مى ساخت . تقريباً در هر ركوع ، بيست ركوع به عمل مى آورد . حالت سجده اش خيلى غريب بود . متّصل سر به زمين مى خورد و بلند مى شد ، در حالتى كه با كمال تأثّر ، مشغول « سبّوح سبّوح » بود .
فيض نجف ( فارسى ) — صفحة 440 | الشيخ رحيم القاسمي