تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيض نجف ( فارسى ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
اظهار فرمود : شيخ على يزدى و دروغ ! ( دو مرتبه ) . امروز سوّمين روزى است كه شما و خانواده‌تان گرسنه هستيد و باز مىگوييد احتياج ندارم ! برداريد مصرف كنيد ، هر موقع ديگر هم كه احتياج پيدا كرديد به من رجوع كنيد . مرحوم آقا شيخ على يزدى فرموده بود : موضوع دو روز من و چيز نخوردن مطلبى بود كه فقط من و عيالم و خداوند كه عالم السرّ و الخفيّات است از آن اطلاع داشتيم ، و مرحوم آخوند كاشانى از روى صفاى باطن و رياضت نفس بدين مقام رسيده بود كه از باطن من اطلاع به هم رسانيده بود . 4 . نقل كرد عالم جليل ، السيد السند المجتهد الممّجد الحاج آقا محمد المقدس الاصفهانى از براى نگارنده دو مرتبه كه يكى از آنها در روز دوشنبه شانزدهم رجب سال 1373 هجرى قمرى بود در منزل ايشان در قم ، فرمود از قول عالم زاهد و حكيم عابد ، عارف به معارف الهى مرحوم آخوند ملا محمد كاشانى اصفهانى كه ايشان فرموده بودند كه : در ايام تحصيل در مدرسه جدّه ساكن بودم . سالى در شب 9 ربيع الاول كه آن را عيد الزهراء مىنامند با طلاب مدرسه اجتماعى فراهم كرده و تا صبح شادى كرديم و آن را عيد قرار داديم . من از اين حالت بسيار خوشم آمد ، و با خود خيال كردم بد نيست هر چند ماه يك مرتبه اين عمل تجديد شود تا رفع خستگى ايام تحصيل بشود . روى همين نظر پس از يكى دو ماه خودم پيش قدم شدم ، وسايل خوشى و تفريح فراهم كردم ، و طلاب مدرسه را به حجره خويش دعوت نمودم ، و تا پاسى از شب رفته به خوشى گذشت . چون جمعيت متفرّق شدند و من خوابيدم در عالم رؤيا مشاهده كردم كه در منزلى وارد شده‌ام ، دو نفر آمدند نزد من و اظهار داشتند پيغمبر اكرم ( ص ) تو را مىخواهند . من از ترس بر خود لرزيدم و دنبال آنها به حركت آمدم . وارد شديم به اطاق بزرگى كه ظاهراً حضرت رسول ( ص ) در يك گوشه‌ى آن قرار گرفته بودند و اطراف ايشان علماء و فضلاء بودند . من از جملگى آنها فقط مرحوم عالم بزرگوار ملا حسينعلى