مىنمود ، غير از آنچه در كتب مندرج است . مخصوصاً تكرار اسماء حسنى را بيشتر از همه چيز مىنمود . با همه اين اوصاف ، كمتر كسى بود كه با او معاشرت كند و بتواند موافق ميل او رفتار نمايد . . . در امر طهارت و نجاست فوق العاده دقّت داشت . « 1 »
چند حكايت : 1 . مرحوم سيد مصلح الدين مهدوى مى نويسد :
نقل كرد سيد عالم بزرگوار حاج آقا محمد مقدّس ، از قول عالم عارف و حكيم الهى ملامحمد كاشانى ، كه روزى در محضر درس در حضور جمعى از طلاب و مشتغلين در موقعى كه بحث در معنى و تفسير اين آيه شريفه از سوره فاطر بود كه در قرآن مجيد مىفرمايد : « جاعل الملائكه أولى أجنحة مثنى وثلاث ورباع » إلى آخر الآية ، ايشان فرموده بودند : زمانى كه مشغول رياضت و تصفيه نفس بودم گاهى اوقات ملائكه را مىديدم كه داراى بال هاى متعدد بودند .
2 . حكايت كردند عدّهاى از معتمدين اصفهان كه از آن جمله است آقاى آقا شيخ عبدالرزّاق كتابفروش خوانسارى ، از قول عالم عارف و محقّق زاهد ورع تقى ، مرحوم حاج ملا حسينعلى صديقين ، كه ايشان فرموده بودند :
در ايام تحصيل ، گاهى شب ها در اطاق سيّد استادم مرحوم علامه جليل آقا سيد ابو القاسم دهكردى در مدرسه صدر جهت مطالعه بيتوته مىكردم . شب جمعهاى بود ، حوالى سحر از حجره خارج شدم . هوا خيلى صاف بود و ظاهراً احدى از طلاب مدرسه در اين موقع بيدار نبودند ؛ چون عدّه زيادى از آنها كه از دهات بودند شب جمعه را رفته بودند ده ، و عدّهاى هم كه در شهر خانه و مسكن داشتند به خانه رفته بودند ، و عدّهاى ديگر نيز جهت احياء و قرائت كميل و غيره به تخت فولاد رفته بودند . على هذا در اين شب ساكنين مدرسه خيلى كم بودند و در اين موقع هيچ كس بيدار نبود . چون به وسط صحن مدرسه رسيدم ناگهان شنيدم در و ديوار و زمين و
هامش
( 1 ) . رجال و مشاهير اصفهان ص 428 - 427 .