عجب اين كه خود فرمود قريب چهل سال است متوطّن اصفهانم هنوز لباس خود را تغيير نداده و با همان قباى وارسته و زيرجامه به سر مى برد . . . او را ديدم بحرى موّاج ، از هر درى كه سخن مىگفتم جواب مىفرمود » . « 1 »
سيد احمد ديوان بيگى در « حديقة الشعراء » مى نويسد :
« سال 1302 كه در اصفهان ادراك صحبتش نصيب شد . قريب پنجاه سال از عمرش گذشته و زياده از بيست سال توقّف اصفهانش كشيده ؛ مردى بود عالم و فاضل ، مقبول قاطبه علما ، و جامع علم فقه و اصول و حكمت و طب و هيئت و نجوم ، كه طلاب متفرقه در درسش حاضر و استفاده مى نمودند . احوال و اخلاقش هم بسيار خوب و مهربان ، و با دوستان با حسن عهد و وفاق سلوك دارد » . « 2 »
ميرزا احمد خان عمارلوئى در خاطرات خود مى نويسد : « جهانگير خان ، از اساتيد اوليه من در طهران اگر از حيث مقام علمى بالا نبود يقين كمتر نبود ؛ با اين كه اساتيد اوليه من در طهران تقريباً هركدام متخصّص بودند در فنّ خودشان ، و جهانگير خان ذى فنون بود . سطح فقه را خيلى خوب تدريس مى كرد . اصولش به طرز قديم خوب ، و از قوه تدريس « قوانين » و « فصول » بر مى آمد ، و رياضياتش را از ساير فنونش بهتر و جامع تر حاضر بود ، خاصه هيئت و هندسه را خوب از عهده بر مى آمد » . « 3 »
مرحوم سيد محمد على مباركه اى در « دانشمندان و رجال اصفهان » مى نويسد :
« اصل آن جناب از جملهى اتراك قشقايى بود ، و در بدايت جوانى در دهاقان كه از مضافات اصفهان و دهى است در پنج فرسخى قمشه ، برحسب قواى جوانى به لهو و لعب متمايل ، و در كوهگردى و شكار بىقرار بود . براى ياد گرفتن علم موسيقى در سنّ بيست و پنج سالگى به شهر اصفهان وارد شده ، از قضا روزى براى تفريح و تماشا در
هامش
( 1 ) . آثار العجم ص 61 .
( 2 ) . حديقة الشعراء ج 1 ص 387 .
( 3 ) . خاطرات ميرزا احمد خان عمارلوئى ص 229 .