در تدريس فقه به شرح « متاجر » و « رياض » مىپرداخت . اشعار « مثنوى » را خوب مىفهميد و گاهى در خلال درس مىخواند و خود نيز گاهى اشعارى مىسرود . « 1 »
روزهاى پنجشنبه و جمعه رياضى و هيئت تدريس مىنمود ، و مخصوصاً به كتاب فاضل قوشچى اهتمام داشت . روزهاى چهارشنبه به تدريس « نهج البلاغة » مىپرداخت و بيشتر ، آن را با حكمت و فلسفه تجزيه و تحليل مىنمود .
دكتر كتابى به نقل از آية الله ارباب مى نويسد : درس « نهج البلاغة » خان درس فلسفه بود كه در كمال اتقان بيان مىشد و مسائل اخلاقى و حكمى « نهج البلاغة » با موضوعات فلسفى تجزيه و تحليل مىگرديد ، و مرحوم خان كه از نظر اخلاق عاليه انسانى و عقايد دينى نمونه كاملى بود و در ادب و فلسفه و معارف اسلامى استادى مسلّم شناخته شده بود بهتر از هر كس « نهج البلاغة » را تدريس مىفرمود . « 2 »
شاگردش حاج ميرزا حسن خان جابرى انصارى مى نويسد :
« تا پايان عمر با كلاه در مدرسه صدر مدرّس بزرگ بود . طلاب را به آرامى و اخلاق نيك تهذيب مى فرمود . اگر شارب مسكرى يا فاعل منكرى را شبانه گرفته به مدرسه آورده براى اجراى حدّ ، آن مرحوم مى فرمود حبسش كنند تا به هوش آيد . بعد خود نيم شب رفته ، او را رها و از مدرسه برونش كرده ، و به اندرز حكيمانه به راه راستش آورده . شصت سال قبل كه يكهزار و چهارده هجرى بود و در مدرسه صدر خدمت آن بزرگ « نهج البلاغة » مى خواندم شرحى بر آن كتاب مستطاب مى نوشت . رحلتش 1328 و تاريخ با تعميه يكى ، ديگرى « 3 » خوب گفته : « گفتا شد آفتاب جهانگير منكسف » . تاريخش را بنده گفتم : « جهانگير نزد خداى جهان شد » « 4 »
هامش
( 1 ) . همان ص 395 .
( 2 ) . رجال اصفهان دكتر كتابى ص 445 .
( 3 ) . مراد مهجور دهاقانى است .
( 4 ) . تاريخ اصفهان جابرى ص 326 .