تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيض نجف ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
بود . ايّام تعطيل كلماتى از « نهج البلاغة » عنوان مىكرد و معارف و اخلاق مىگفت ، و همچنين فارسى هيأت و « خلاصة الحساب » و « سى فصل » را تدريس مىنمود . در امر معاشرت و حسن خلق ، ممدوح هر كسى كه با او ملاقات مىكرده بود . « مغنى » و « مطوّل » را هم اوايل بسيار تدريس كرده بود ، جمعيّت شاگردان او بسيار مىشد در هر درسى ، غير از « اسفار » كه سه چهار نفر بيشتر نمىشد . با آن‌كه از حيث معاش در عسرت بود ، ليكن به سبب عفّت و استغنا ، اغلب او را متموّل تصّور مىنمودند . در سوارى و تيراندازى مهارتى داشت » . « 1 » ميرزا حسن فسائى در « فارسنامه ناصرى » مىنويسد : « از بزرگ زادگان ايل قشقائى است : زبده ارباب فضل و بلاغت ، قدوه اصحاب مجد و فصاحت ، وحيد عصر ، فريد دهر ، كاشف معضلات ، مخزن نفايس فروع و اصول ، مظهر حقايق معقول و منقول ، جامع نكات اصليه ، حاوى احكام فرعيه ، نادره زمان ، جهانگير خان قشقائى ، از تيره درّه شورى . در اوايل عمر ، طبعش از معاشرت اقران رميد ، كربت غربت را بر آسايش اختيار كرد . رخت سفر را به جانب اصفهان كشيد . تحصيل علم را بر كمالات ديگر ترجيح داد و در اندك مدّت گوى سبقت را از همگنان ربود ، و اكنون در شهر اصفهان مرجع فضلا و معتمد علما است . « 2 » فرصت الدوله شيرازى در خاطراتش مىنويسد : « اين مرد بزرگوار ، ترك قشقائى و از طايفه درّه شورى است . سواد فارسى پيدا كرد و به اصفهان آمد . پاكى فطرت او را واداشته پيش علماى آنجا درس خواند . رفته رفته حكمت را نزد آقا محمّدرضا قمشه‌اى تحصيل نمود . شخصى است عالم ، فقيه ، حكيم ، اديب ، اريب ، حليم ، بردبار ، محجوب ، صاحب اخلاق حميده و صفات پسنديده .
هامش
( 1 ) . رجال و مشاهير اصفهان ص 190 - 189 . ( 2 ) . فارسنامه ناصرى ج 2 ص 1581 .