ما بين علما و طلاب قديم ، سخت موهون ، و با كفر و الحاد مقرون بود ، از آن بدنامى به كلّى نجات داد ، و آن را در سرپوش درس فقه و اخلاق ، چندان رايج و مطلوب ساخت كه نه فقط دانستن و خواندن آن موجب تهمت ضلالت و بددينى نبود ، بلكه مايه افتخار و مباهات محسوب مى شد . وى معمولًا يكى دو ساعت از آفتاب برآمده ، در مسجد جارچى سه درس پشت سر هم مى گفت كه درس اوّلش « شرح لمعه » فقه و بعد از آن « شرح منظومه » حكمت و سپس درس اخلاق بود . « 1 »
مرحوم جهانگير خان دانشمندى بود كه علم را به زيور عرفان و اخلاق آراسته وجودش منبع كمالات و فضائل اخلاقى بود و در دين استوار و ثابت قدم و در امور منظم و مرتب بود حتى در غذا و درس و خواب و حركت ، كمال نظم و ترتيب را به كار مى برد . حضرت آقاى حاج آقا رحيم ارباب درباره او فرمودند : در اتقان مردى بود كمنظير كه من مثل او را نديدم . جامع حكمت و عرفان و معقول و منقول ، بسيار خوش اخلاق ، و نسبت به طلاب بسيار مهربان و در تربيت آنها كوشا بود .
روزهاى چهارشنبه درس ايشان به وعظ و ارشاد طلاب اختصاص مىيافت .
مردى بود منيع الطبع . اقبال الدوله مبلغ پانصد تومان براى او فرستاد . از مرحوم آقا سيّد ميرزا اردستانى كه از زهّاد و دانشمندان به نام بود پرسيد قبول كنم يا نه ؟ مرحوم آقا سيّد ميرزا گفته بود : براى تأديه قرضتان قبول كنيد . ولى خان قبول نكرد .
مرحوم خان هيچ گاه عمامه به سر نگذاشت و با همان كلاه پوستى به سر برد .
بيانش فصيح ، و اخلاق و صفاتش يك انسان واقعى را به ياد مىآورد . « 2 »
خان كتاب « اسفار » و « شفاء » و « شرح منظومه » را با بيانى بسيار شيوا تدريس مىكرد و گاهى هم به تعليم « شرح نفيسى » در طبّ همّت مىگماشت .
هامش
( 1 ) . مقدمه ديوان طرب ص 70 .
( 2 ) . رجال اصفهان دكتر كتابى ص 394 .