است . كما اينكه بعيد نيست اطلاق شده باشد شرط بر عهد الهى به اين اعتبار كه مطلبى را نسبت به زن ملتزم شده است .
و لكن حتى در صورتى كه شرط راه شرط ضمن العقد بدانيم ، بايد توجه داشت كه « ضمن العقد » بودن باز از قرينه استفاده مىشود و اينكه بگوييم لفظ « شرط » ضمن عقد نكاح بودن را مىرساند خالى از بعد نيست . و به نظر نمىرسد ضمن قرارداد ديگر بودن از حاق لفظ شرط استفاده شود .
3 - روايت بريره
عن على ( عليه السلام ) أنّه قال :
« ارادت عائشة ان تشترى بريرة ، فاشترط مواليها عليها وِلاها ، فاشترتها منهم على ذلك الشرط ، فبلغ ذلك رسولالله ( صلى الله عليه وآله ) ، فصعد المنبر فحمدالله و أثنى عليه ، ثُمَّ قال : ما بال قومٍ يشترطون شروطاً ليست فى كتابالله ، يبيع احدهم الرقبه و يشترط الولاء ، و الولاء لمن اعتق ، و شرطالله آكَد ، و كل شرط خالف كتابالله فهو ردّ »
الخبر . « 1 »
مرحوم شيخ انصارى « شرط » را در اين روايت به معناى « الزام ابتدائى » دانستهاند و نه الزام و التزام فى البيع و غيره . « 2 »
آنچه در تقرير استادما آية الله حاج شيخ مهدى مرواريد راجع به اين حديث آمده اينكه كنيز را فروختند و شرط كردند كه « ولاء » كنيز با آنها باشد تا اگر كنيز آزاد شد و مرد ، ارث او به بايع اولى برسد و نه به مشترى معتِق ، حضرت پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) فرمودند : اين شرط باطل است و شرط الله آكَد و شديدتر از شرط
هامش
( 1 ) . ميرزا حسين نورى ، مستدرك الوسائل ، كتاب التجارة ، ابواب الخيار ، باب 5 ، ح 2 - ج 14 ، ص 30 .
( 2 ) . مرتضى انصارى ، كتاب المكاسب ، ج 6 ، ص 11 .