و اين كلام از اين جهت قابل تأمل است كه نماز با تكفير و تأمين ذاتاً صلاحيت ندارد ، لذا به جا آوردن آن سهواً باعث صلاحيتدار شدن آن نمىشود . بله ممكن بهواسطه قاعدهى ثانويه مانند قاعدهى لاتعاد نماز با تكفير سهوى تصحيح شود ، ولى اين باعث نمىشود كه بهطور مطلق گفته شود نهى از عبادات فقط در صورت عمد باعث نفى صحت است . نماز تراويج ولو سهواً خوانده شود فاسد است .
سؤال : در صورتى كه شخصى كه مأمور امر اهمّ بوده و بايستى ازالهى نجاست مىكرد ، ازاله را ترك كرد و نماز خواند ، آيا نماز او صحيح است ؟
برخى مىگويند : اقتضا عدم بطلان عدم اقتضا در اين عدم بطلان
صاحب هدايه قائل به صحت نماز است خواه قائل به اقتضا شويم و خواه قائل به عدم اقتضاء . چون نهى تبعى مانع نيست .
و امّا كسانى كه قائل به صحت هستند بايد از اشكال بعض جواب بدهند .
در اين رابطه برخى قائل . به ترتب شدهاند و برخى مانند صاحب كفايه هرچند قائل به ترتب نشدهاند ولى از راه رجحان و محبوبيت ذاتى نماز ، آن را صحيح مىدانند .
صاحب هداية مىفرمايد : وعمدة ما فُرِّع على ذلك هو الحكم بفساد الضدّ وعدمه إذا كان عبادةً ، سواء كانت واجبةً أو مندوبة . « 1 »
ولى ايشان قائل به فساد عبادت در اين مورد نيستند و مىفرمايند : زيرا نهى غيرى متعلق به عبادات موجب فساد نمىشود . « 2 »
هامش
( 1 ) . هداية المسترشدين ، ج 2 ، ص 269 .
( 2 ) . همان .