ابراهيم را شرط نمىدانند به عمل عمر استدلال مىكند كه نماز را در « ذى طوى » خوانده است و يا به روايتى از بخارى كه جناب امّسلمه طواف را بر شتر انجام داد و نماز طواف نخواند و خارج شد « 1 » .
وى در عبارتش آورده : « فإن قيل : فأنتم لاتشترطون وقوعها خلف المقام بل تجوز فى جميع الأرض . قلنا : معنى الآية الأمر بصلاة هناك وقامت الدلائل السابقة على أنّها يجوز فعلها فى غير المقام والله أعلم » . « 2 »
او در اين كلام به ظهور آيه اعتراف كرده ، ولى ادّعاى ادلّهاى مىكند كه از ظهور آيه صرفنظر كنيم ، و دو دليل ذكر كرده :
فعل عمر : از او نقل مىكنند كه نماز طواف را در « ذى طوى » خوانده « 3 » و يا اينكه از او نقل مىكنند كه نماز طواف را خارج از حرم خوانده . « 4 »
در مذهب حقّهى ما قول و فعل عمر حجيت ندارد و آنچه حجّت است قول و فعل رسول گرامى ( صلى الله عليه و آله ) مىباشد ؛ از اين گذشته كاشانى حنفى در بدايع الصنايع به عمر نسبت مىدهد كه نماز طواف را فراموش كرد و آن را در ذى طوى قضا كرد . « 5 » گرچه دليل و مؤيدى براى اين ادعاى خود ارائه نمىدهد .
روايت جناب امّسلمه : در مورد اين روايت با صرفنظر از مباحث سندى بايد گفت كه دلالت بر اين ندارد كه جايز است نماز طواف واجب را در غير مقام خواند . چه اينكه احتمال دارد پيامبر اكرم ( صلى الله عليه و آله ) امّسلمه را امر كرده باشند كه طواف مستحب انجام دهد . و نماز طواف استحبابى ، مستحب است . « 6 »
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . بيهقى ، السنن الكبرى ، ج 5 ، ص 91 .
( 4 ) . بخارى ، صحيح بخارى ، ج 2 ، ص 198 ، و نووى ، المجموع ، ج 8 ، ص 50 .
( 5 ) . ابوبكر بن مسعود كاشانى حنفى ، بدايع الصنايع فى ترتيب الشرايع ، ج 2 ، ص 148 .
( 6 ) . علّامه حلّى ، تذكرة الفقهاء ، ج 8 ، ص 94 و 97 ؛ أحمد نراقى ، مستند الشيعة ، ج 12 ، ص 136 .