فصل ششم : نظر برگزيده در معناى شرط
از مجموع روايات و استعمالات به اين نتيجه مىرسيم كه « شرط » و « مشارطه » هم معناى « عهد » و « معاهده » است و به اين اطمينان مىرسيم كه « المؤمنون عند شروطهم » به معناى « المؤمنون عند عهودهم » مىباشد و نه به معناى « المؤمنون عند عهودهم فى ضمن عقودهم . »
پس شرط شامل شروط تبانى و شروط الحاقى - كه در زمرهى شروط ابتدايى است - نيز مىشود . والله العالم بحقائق الامور .
فصل هفتم : بررسى ادلهى طرفين
تاكنون بحمدالله سعى در روشن شدن معناى « شرط » در لغت و استعمالات بود و سعى شد از پرداختن به معانى بيان شده توسط فقها خوددارى شود - مگر در بعضى موارد - چه اينكه در برخى موارد امورى انتزاعى و ذهنى را به عنوان معناى « شرط » بيان داشتهاند - و عجيب اينكه ادعاى تبادر نيز كردهاند - كه با مراجعهى به لغت و روايات همراهى با آنان ممكن نيست ، همچنين بطور مختصر اشارهاى به « شرط ابتدايى » و نظرات دربارهى آن پرداخته شد .
هم اكنون جا دارد به ادلهى قائلين ، به نفوذ و عدم نفوذ « شروط ابتدايى » بپردازيم ، گر چه در مطالب بيان شده كم و بيش به بعضى از آنها اشاره شده است .
1 - دليل قائلين به عدم نفوذ شرط ابتدايى
دليل اول ( از مرحوم شيخ انصارى )