« شرط ابتدايى صادق است ولى بخاطر اجماع و مانند آن ، از حكم وجوب به وفاى شرط تخصيص خورده . و گروهى نيز حكم به لزوم وفا و وجوب پايبندى به آن نمودهاند » . « 1 » و خودشان بر اين نظر هستند كه مفهوم شرط شامل تعهدات و التزامات ابتدايى نمىشود . « 2 »
استادما آيةالله حاج شيخ مهدى مرواريد ظاهراً در مفهوم شرط اين معنا را برگزيدهاند كه شرط عبارت است از « جعل تعليقى » و « تعهد معلّق » و « تعهد مرتبط به تعهد ديگر » ، و اين معنا را طبع شروط ضمن عقد و ديگر موارد استعمال شرط دانستهاند و تبادر در كلام عرب و روايت اول باب 21 از ابواب موانع ارث را شاهد بر اين معنا دانستهاند . « 3 »
در تقريرات ايشان چنين آمده : « براى اثبات اين معنا ممكن است استدلال شود به « تبادر » موجود در كلام عرب . فردى ابتداءً مىگويد : « اگر اين كار را كردى ، تو را اكرام مىكنم » كه از آن تعبير به شرط شده و حال آنكه در ضمن عقد هم نيست ، ولى عرف و عقلاء لزوم وفا را مىبيند . « وعد مشروط » به نظر عقلا تعهد آور است و اين غير از « وعد مطلق » است . اين عنوان اخص است نسبت به وعد ، و در وعد مشروط در صورتى كه معلّق عليه ( مشروط ) پديد آمد ، شارط مجبور مىشود به وفاء به شرط خود ، و شرط شامل اين قبيل امور مىشود . برخى روايات هم با اين استعمال تناسب دارد و سندش هم صحيح است ، فردى مادرش كنيز بود ، تا وقتى زمان وفاتش رسيد ، فردى از اصحاب ما رفت و مادر او را خريد و با او شرط كرد . . . » « 4 » و در جاى
هامش
( 1 ) . سيد محمدتقى موسوى خوئى ، منبع پيشين ، ص 168 - 167 .
( 2 ) . منبع پيشين ، ص 66 .
( 3 ) . تقريرات خارج فقه ، 28 و 29 / 7 / 1387 .
( 4 ) . مهدى مرواريد ، تقريرات خارج فقه ، 28 / 7 / 1387 .