تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
آرى در نماز و دعا و احياء و مناجات و ساير عبادات ، نتيجه درحال توجه و انكسار قلب است . كه هرگاه داعى و زائر حضور قلب و توجه به مقصود پيدا كنند آنچه مطلوبشان باشد در آن حال حاصل گردد . « رَبّنا وَارزُقنا » [ 18 ]
باز دل گرديد از غم بىقرار * همچو مجنون شد به صحرا رهسپار از كف طاقت عنان را پاره كرد * برگسست اين سلسله ديوانه وار كربلا آمد بلايش تازه شد * از نوايب پاره گشتش پود و تار شش جهت تنگ است ديگر بر دلم * تا مشاهد گشت شش گوشه مزار يارب اينجا خانه حزن است و غم * يا بود ماتم سراى روزگار اين بنا خود شاهدى گويا بود * تا چه واقع گشته اندر اين ديار گوئيابر سينه شاه شهيد * تكيه داده اكبر سيمين عذار زان فضا بانگ غريبى حسين * مىرسد بر گوش هر ليل و نهار گوئيا گويد علّى اكبرم * رفتى و من مانده‌ام تنها و زار تا قيامت هر كه آيد كربلا * بيند اين رعنا جوانم در كنار اندرايوانى كه سمت قبله است * نونهالانى عيان سياره وار هست آنجا حاير و پشت « 1 » ضريح * پيكر هفتاد مرد جان نثار
هامش
( 1 ) . نسخه بدل : پاى
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى ) — صفحة 421 | مجموعة مؤلفين