تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
پادشاها اگرم ره ندهى من چه كنم * نيست از بهر نجاتم بجز از كوى تو راه دامن لطف تو هرگز نگذارم از دست * آرزو دور ، ولى دست اميدم كوتاه كى ز درگاه محروم شده دشمن و دوست * صلواتى به اميد آمده بر اين درگاه در زمانى كه دلم شيفته مهر تو شد * مى كشاندم به‌هواى رخ تو بى گه و گاه خود مقرم به گنه كارى و زشتى عمل * چاره از شش جهتم بسته شده وز همه راه [ 22 ] حاليا بر در تو آمده ام چون سگ كهف * سر به روى دست « 1 » نهاديم كه انّا للّه هيچ سائل رد زلطف تو مأيوس نشد * ده براتم كه جز اين نيست به عالم دلخواه از زمانى كه دلم مزرعه مهر تو شد « 2 » * حاصلى نيست در اين مزرعه جز مهر گناه گر تو خواهى بهمش ميزن ويرانش كن * يا كه تعمير نما ، هست ترا خواطر خواه اى شه بى كس و بى يار مرا يارى كن * ده پناه آن كه ندارد به جهان جز تو پناه

[ در باب كتيبه مزار شهدا ]

از فرمايشات خود حضرت سيد الشهداء عليه السلام است [ مى فرمايد ] : « فَوَلاه ما اعلَمُ اصحاباً ابرّ وَ اوفى مِن اصحابى » « 3 » در كتيبه مزار شهداء است .
زينت عرش برين خاك مزار شهداست * سرمه چشم ملك خاك و غبار شهداست شمس گردون كه از آن آمده روان روشن * عكسى از شمع دل آرامى عذار شهداست روى غلمان جنان كامده در حسن عيان * خاك پاى حرم مجد و فخار شهداست آستانى كه در آن آمده دربان جبرئيل * آستان شرف عز وديار شهداست عشق بازى كه حقيقى و حقيقت بازى است * بازى معركه يكه گذار شهداست
هامش
( 1 ) . نسخه بدل : سرنهى بر روى دست ( 2 ) نسخه بدل : بذر مهر تو از آن روز كه گشتم بردل ( 3 ) . امام حسين عليه السلام فرمود : « همانا من يارانى نيكوكارتر و با وفاتر از ياران خودم سراغ ندارم » . مفيد ، ج 2 ، ص 91 .