تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
پاى قبر مطهر است كه معروف است به حاير مقدس و ايوانى است در قبله آن صفه كه معروف است به مزار ساير شهداء .

[ در رثاى اصحاب امام حسين ]

در حاير مقدس سلطان تشنه جان * قومى گرفته جا كه به‌قربانشان جهان زائر به چشم دل چه در آنجاى بنگرد * بيند كشيده صف همه با جسم خون فشان سرباز و جان نثار و فدائى و تشنه لب * از خون همه بتارك خود برزده نشان يارب چه حايرى است كه حيران ملائكه * بر حالت تحير برخاك خفتگان دنيا خبر نداده چه اين قوم باوفا * گلگون رخى نداشته اين قسم عاشقان از مرقد مطهرشان اين ندا بلند * هان اى حسينيان بود اين طرز دوستان اما حبيب گوشه ديگر گرفته جا * بردر گه حبيب زجان گشته پاسبان همچون نبات نقش همه كرد يكديگر * از خاكشان گرفته ضياچشم آسمان
[ 21 ] « يا مَن اسمُه دَوا وَ تُربتُه شِفا وَ فى تَحتِ قُبَته اجابة الدُعاء » « 1 » واقعاً دواى دردهاى بى درمان و شفاى مرضهاى مضمن و حل مشاكل مردم نشود ، جز تمسك به ذيل عنايت خامس آل‌عبا عليهم‌السلام ، چون باد حراد وزيد و طراده حركت و سير ما را گشانيد به ساحل نجات حسينى ، چون بدان قبر رسيديم ، نفس لواء مترنم بدين مقال گرديده و گوياى
« يا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ »
« 2 »
آيت تشنه لبان بردرت آورده پناه * نالم از حاجت خود يا بگريم به گناه سال‌ها آرزويم بود به‌كويت آيم * شوقت آورد كنون روسيه و نامه سياه منم آن عبد خطار كار زمولا شده دور * منفعل آمده با دست تهى بر در شاه
هامش
( 1 ) . اى كسى كه اسمش دواى دردها وخداوند شفا را در تربت او قرار داده و استجابت دعا تحت قبه حسينى را تضمين كرده . ( 2 ) . يوسف ، آيه 88 . « اى عزيز مصر ! ما و نزديكان ما را سختى فرا گرفته است » .