تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى ) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
خرمشهر شهريتش كم و اهاليش با هم ، توانمند بلده ايست صغير و انتفاعاتش كثير ، صادر و واردش بسيار و وضعيتش ناهموار . [ 15 ]

[ ازدحام مسافرين در بصره به مناسبت اربعين ]

بصره ، بلده اى است زيبا و وضعيتش شيوا ، واقع در ساحل رود و صادر و واردش غير محدود . سيارات برى و بحرى در آن بسيار و اعرابش آدم خوار ، وضعيت ظاهرش بسيار خوب و اخلاق اهالىاش نامرغوب ، شب را آنجا نمانده ، چون شوق بسيار به مقصود داشتيم و عزيمت آن بود كه قبل از ايام اربعين و ازدحام انصار به مقصد رهسپار شويم . لذا با جدّيت ، تمام عصر تنگ بود ، با سياره عربى خود را نزديك قطار رسانيده ، لكن غوغايى بود كه نمونه صبح قيامت ، كثرت زوار و رسل هاى انصار و دسته‌هاى بىشمار و همه را قصد آن بود كه با قطار ، بىپروانه و پروانه‌دار ، با تهاجم وحشت انگيزى خود را به حجرات افكنده . على المنقول ، در آن تاريكى ، يكى از عجم‌ها كنار اطاقى خفته و عرب‌ها ، راحله برآن نهاده ، تا صبح آن شب ، تحت آن اساس مانده ، لكن به اعجاز مرحمت حسينى ، محفوظ مانده . پاسى از شب قطار به حركت آمده ، عصر فردا ، بعون الهى وارد كربلا شد . [ 16 ]

[ مشاهده پرچم و قبه امام حسين ]

تشنه لبان فرات سده رسيدند * سده بين خود و حبيب ببريدند آنچه بد اميدشان به كثرت اعوام * شكر خدا را به كام دل برسيدند موسى و قومش گرآمدند بدين سوى * نور خدا را در اين غبار بديدند مى نشود تا كه كس خداى ببيند « 1 » * مظهر ذات و صفات حق حميدند اين يد و بيضاست يا كه نخله طوراست * يا كه نجوم سما بارض پديد اند
هامش
( 1 ) . اصل : به بيند
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى ) — صفحة 419 | مجموعة مؤلفين