تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
ذره صفت كرد آن قباب بگردش * ارض و سما ساكنان عرش مجيدند كحل بصر يا غبار كوى حسين است * آنچه ملايك بديدگان بكشيدند شعله وصل است يا كه جذبه عشق است * طاير ارواح كرد آن بپريدند اين همه مجنون و يا كه عاشق و مستند * يا كه زانصار كوى شاه شهيدند اين همه لبيك گوى بادى ونائى * نغمه حل من معين شاه شنيدند هر صلواتى كز او گرفته براتى * جاى قدم سرنهاده و بدويدند از دل و جان محرم طواف حريمش * جان پى قربانى حبيب كشيدند هر كه خدا را شناخت سوى وى آمد * ليك از او كافران حق برميدند
[ 17 ] روز يك شنبه 16 صفر به ارض مقدس زمين كربلا رسيديم و چون از سده ، قطع طريق نموديم و وضع ساختمان مهم و حيرت آور ، ولى از كثرت شوق زائرين به مقصود كسى را توجهى به آن سازمان و آب و هواى آن سامان نيست . و عشق محبوب چنان سايرين را مىدواند كه جز جلوه او به هيچ وجه توجهى ننمايند ، به مصداق آن حديث نبوى كه : « انّ لِلحسين ( ع ) محبةً مكنونةً فِى قلوبِ المؤمنين » . « 1 » و از آنجا با قطار كربلا قدرى مسافت پيموده كه رأيت مرقد مطهر و قبه منور حضرت سيد الشهداء ( ع ) نمودار شد . در اين حال ناله جانسور زائرين و انصار عرب و عجم برپا شد كه واقعاً مىتوان گفت كه مورد توبه خدا و نظر خامس آل عبا گرديدند .
هامش
( 1 ) . پيامبر ( ص ) به عايشه فرمود : يك محبت پوشيده اى نسبت به حسين ( ع ) در دلهاى مؤمنين است . مجلسى ، ج 43 ، ص 272
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى ) — صفحة 420 | مجموعة مؤلفين