تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
اولياء حق فدائيهاى اوست * خاصه كان حضرت پروردگار [ 19 ] خفته در خون درمناى عشق او * سرخ رويان خسروانى تاجدار در رواقى روبروى قتلگاه * از حبيب همچون مهى پيدا مزار سمت قبله از درى داخل شوى * خون فرو ريزد ز چشم اشك بار گرچه از آئينه ها روشن بود * ليك نزد ديده عالم هست تار ناله‌هاى زينب غم مبتلا * از دل و جان مىبرد صبر و قرار دل اگر سنگ است آنچه بشكند * چون كند ياد حسين با حال زار خاصه نزد هوسه قوم عرب * ظهر عاشوراى گردد آشكار خواستم زين بيش فرسايم قلم * دست لرزان خامه افتادى زكار

[ مواضع حزن انگيز در كربلا ]

اگر چه كربلا ، هوا و فضايش « 1 » همه محنت انگيز است ، گويا سرزمينش بلا خيز است . از آثار قهريه آن ديار ، گرفتن دل و محزون شدن است . لكن هيچ محل آن ، مثل قتلگاه نيست . گرچه ساختمان آن بسيار ظريف و شيوا است ، لكن غم انگيز و دل رباست و همين حالت ايجاد مىشود سر تل زينبيه كه آنجا سقا خانه‌اى است و زائرين آنجا زيارت حضرت زينب مى خوانند . [ 20 ] و ديگر از مواضعى كه قدم زاير مىلرزد ، كه قهراً انسان نمى تواند ايستاده زيارت بخواند . و حقير هر وقت آنجا مىايستادم درد پايم شديد مىشد ، از بعضى رفقا هم اين معنى را شنيدم ، وآنجا پايين
هامش
( 1 ) . اصل : فزايش
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى ) — صفحة 422 | مجموعة مؤلفين