بارالها همه تقدير موافق فرما * خود مخواه آنكه به ما كج روشى ساز شده
اى بسا سخت كه با يارى حق شد آسان * اى بس اطناب كه از لطف حق ايجاز شده
بيش و كم يك دو سه ساعت ره ما طى گرديد * راه مقصود به توفيق خدا باز شده
اهواز ، شهرى با اسلوب و ترتيب و خيابان هاى روبرو و شط آبى در پهلو ، آبش بسيار گوارا و هوايش مختلف و تفريح كنار رودش روح افزا و اغلب ساكنين و اهالى آنجا اصفهانى وسلوكشان با محبت و مهربانى و از غرايب آن بلد ، ساختمان پل آهنين است . وصف آن ديار شنيدنى و سازمان آن قنطره ديدنى است [ 14 ]
[ توصيف خرمشهر ]
زخرمشهر بارى شاد و خرم * روان گشتيم قلبى خالى از غم
خداوندا بيافزا شادى دل * فشانش زا بر احسان باز شب نم
پس از چندى نمايان بصره گرديد * نسيمش زخم دل را بود مرهم
بصر را كحل غربت شد غبارش * دل اندر حيرت از اوضاع عالم
نشيمن گاه چون بردجله كرديم * باندرزى دلم گرديد ملهم
كه ايام جوانى همچه دجله * همه بگذشت و غافل ابن آدم
دريغ از غفلت امروز و فردا * بسى افسوس بر بگذشته هايم
دلم گرديد از محنت فسرده * زكج رفتارى اين تيره عالم
از آن غمها كه در قلب على كرد * فلك در اين سراى حزن و ماتم
بلى اين پيره زال مرد افكن * به مردان جام غم داده و مادم