صبح روز 13 ذى الحجه : از مسيب حركت نموده ، عازم كربلاى معلى شديم . چون چشم بنده و اهل قافله ، بر گنبد مطهر حضرت ابى عبدالله الحسين عليه السلام افتاد ، گويا تمام غمهاى عالم را به ما دادند و هر كسى به اندازه خود گريه كرد . خداوند عالم به حرمت ابى عبدالله الحسين عليه السلام به همه شيعيان مرتضى على و آرزومندان زيارت قبر حسين ابن على نصيب و روزى نمايد .
القصه ، بعد ازطى دو فرسنگ در ميان باغات و اشجار خرماى اطراف كربلا و جوىهاى آب زياد گذشته ، سه ساعت به غروب وارد كربلاى معلى شده ، به شهر نو در كاروانسراى محير اطراق كرديم ، مسافت پنج فرسنگ بود .
و لدىالورود ، به حمام بغدادى رفته ، غسل زيارت را بجاى آورده ، به دلالت يك نفر از سادات خادم آستانه مقدسه كه سابقاً از خراسان يكديگر را مىشناختيم به زيارت حضرت ابى عبدالله الحسين عليه السلام و حضرت على ابن الحسين و هفتاد و دو نفر شهداء كربلا و حبيب ابن مظاهر و سيد ابراهيم ابن امام زين العابدين عليه السلام و قتلگاه حضرت سيدالشهداء نايل شده ، بعد وارد حرم مطهر حضرت اباالفضل العباس عليه السلام گرديده زيارت و حمد و ثناى الهى را بجاى آورده دعاى خالصانه در حق برادران و دوستان صميمى خود نمودم و از درگاه حضرت رب العزّة خواستم كه به همه آنان اين فيض عظمى را قسمت فرمايد . الحاصل ، روز مذكور گذشت .
[ وضعيت شهرى كربلا ]
و يوم 14 ذىالحجه : بعداز زيارت مفصله به سياحت بازار و دكاكين [ 44 ] شهر كربلا و ديدن چند نفر از صاحب منصبان عثمانى رفتم .
كربلا ، شهريست عظيم و آباد و متجاوز از هشتاد هزار نفوس دارد . اهالى آن دو ثلث تبعه ايران و يك ثلث رعيت عثمانى است . ماكولات در اين شهر فراوان و ارزانتر از ساير بلاد است ، مالالتجاره انگليسى در اين ولايت زياد حمل و نقل مىشود و چندان گرانى ندارد .
گوسفند و گاوميش در محال اين بلد زياد ديده شد . منازل اين شهر به واسطه قلت وسعت ، تماماً كوچك و آفتابگير ندارد و خيلى حبس است ، چون عمارات سه آشيانه و چهار آشيانه مىسازند ،