به تيراندازى و اسب سوارى مهارت تمامى دارند و بهتر از عساكر عثمانى تفنگ مى زنند ، اما قشونى كه درميان نيست سرگردان و پريشان ماندهاند و به اين جهات عديده كه عرض شد سرباز بر صاحب منصب خود در خاك ايران افضل است .
[ اميد به مجلس مشروطه در اصلاحات كشور ]
بنده [ گفتم ] : مطالبى كه فرموديد تماماً صحيح و از روى بصيرت است ، مواجب و مرسوم سرباز ايران انشاءالله بعداز استوار شدن مجلس شورا با كمال انتظام به سپاهيان خواهد رسيد و ديگر صاحب منصبان از ميان نخواهند برد و رسم فرنگى مآبى هم كه شنيديد حالا قدرى تخفيف يافته و هنگام جنگ و جدال حسب الامر دولت ، صاحب منصب و سرباز فرقى ندارند و با دشمن مدافعه خواهند كرد و دولت علّيه ايران هم ، اين روزها در كار نظم قشونى خيلى سعى و دقت دارند و عنقريب ، يك سپاه بى حسابى ، تحت اسلحه و نظام خواهند آورد .
صاحب منصب عثمانى [ گفت ] : جناب خان ، هنوز سركار جوانيد وعرضهاى بنده را به شكل ديگر جواب مىفرمائيد ، بنده [ گفتم ] : يعنى چه ، مگر چه عرض نمودم كه خلاف برجواب حضرتعالى باشد .
صاحب منصب عثمانى [ گفت ] : آخر وضع مجلس طهران را كه مىفرمائيد بعداز استوار شدن تمام امور لشگرى و كشورى مملكت ايران منظم خواهد شد ، بنده در عرض چند ماه گذشته از تمام بلاد روزنامه دارم كه هفته به هفته مىنويسند از مجلس طهران چيزى نشنيدم جز گفتگوى ترقى و تنزل گوشت و نان كه از مجلس شورا به وزير حضور راجع مىشود و وزير حضور به بيگلربيگى شهر محول مىفرمايد و تاكنون حكم صحيحى درباب دو فقره مذكور از دولت نشده است .
بنده [ گفتم ] : حضرتعالى با اينكه بحمدالله از امور سياسى و جغرافى و پليتيكى تمام دول مخبر و مطلع هستيد در اين فقره اشتباه فرموده ايد ، چون مجلس شوراى طهران انشاء الله از اول حمل آتيه ، محكم و منظم خواهد شد و رؤساى ملت و رجال دولت هنوز تكليف به نظم امور مملكتى خود ندارند ، تا اذن و اجازه مجدد از پيشگاه همايونى اعلياحضرت ، قدر قدرت ، شهريار حاليه