و شورباى متعفن بازارى را بخورند ، دولت عليه ايران اگر سرباز و سپاه زيادى مانند سائر دول عالم تحت اسلحه ندارند ، ليكن همين قشون حاليه ايران تماماً از صاحب منصب و سرباز و غيره ، داراى مكنت ورياست اند و اغذيه خوب خوراك سربازان است از آن جهت يحتمل « 1 » كه هر يك نفر سرباز ايرانى در موقع مدافعه با ده نفر عسكر عثمانى بجنگد .
صاحب منصب [ گفت ] : جناب خان تعجب دارم كه جنابعالى چرا تعريف و توصيف دولت و ملت ايران را مىفرمائيد ، من نايب حضرت اجل ، آقاى مصطفى پاشا ، متصرف كربلايم و از تمام امور ايران مخبر و مطلع هستم و اعداد لشگر ايران را مىدانم ، دولت ايران قوه و استعداد دولت عثمانى را ندارد و به سربازان آن دولت مواجب نمىرسد ، چون يك فوج قشون كه هشت صد نفر يا هزار نفر هستند ، نصف بيشتر آنان سرتيب و سرهنگ و مشرف و سررشته دار و لشگرنويس و سلطان و نايب و وكيل باشى و ده باشى است هنگام تصوّرشان سرباز اجل است برسايرين ، چون اولًا : مواجب را رؤسا مى برند و به سرباز [ 45 ] بيچاره چيزى نمىرسد .
دوم ، « 2 » در مدافعه و جنگ كه فوج مامور شود ، مواجب خوردگان « 3 » دولت كه لباس تميز و يا حسن فرنگى دارند و ملبوس خود را تماماً به عطريات معطر ساخته اند ، خود را كنار مى كشند و سرباز فقير مظلوم را هدف تير دشمن قرار مى دهند .
سوم ، « 4 » چون سرباز ايران داراى شئوناتى از طرف دولت نيستند خيانتى از آنها ديده نمىشود ، مگر صاحب منصبان ايشان يك وقتى براى خير خواهى خود آنها را به كارى اغوا و تحريك نمايند .
چهارم ، سربازان ايرانى با عموم ملت اسلام ايران ، همراهى و هم خيال اند و هر گز طرف نزاع با برادران دينى خود نمى شوند .
پنجم ، بنده گمانم بر اين است كه اگر دولت ايران دركار قشونى سعى و دقت فرمايند و سربازان را نوازش دهند ، از تمام سپاه دول عالم ، لشگريان ايران بهتر مشق جنگ را بياموزند اگر چه حالا هم
هامش
( 1 ) . اصل : يتحمل
( 2 ) . اصل : دويم
( 3 ) . اصل : خورده گان
( 4 ) . اصل : سويم