و بعداز گرفتن منزل و آسوده شدن از دوّاب و خريد اشياء لازمه و رفتن حمام به فيض زيارت حضرت امام موسى بن جعفر و حضرت امام محمد تقى عليهماالسلام نايل و مقصود دل حاصل كرديم ، خداوند عالم به همه شيعيان على ابن ابيطالب آن فيض عظمى را نصيب و روزى فرمايد .
[ جشن عيد قربان در كاظمين ]
و شب را بسر برده ، صبح روز عيد اضحى ، بعد از زيارت نمودن امامين الهمامين عليهماالسلام را ، محض انجام كارى ، به واقون نشسته وارد بغداد شدم و از جسر بغداد رد شده ، از انبوه جمعيت نمىتوانستم در بازارها راه بروم ، چون روز عيد بود ، تمام لشگريان و صاحب منصبان دولت عثمانى مقيم بغداد با نشانهاى مخصوص و لباس نظامى رسمى پوشيده ، با ساز و موزيك بسيار خوب ، مترنم و مشغول گردش بودند و نيز مردان و زنان و دختران نوبالغ اعراب با انواع لباسها و آرايش گوناگون و زينتهاى اندام هر كدام به اسبى سوار و در خارج و داخل شهر بغداد ، مشغول اسب دوانى و تيراندازى و ديد و بازديد احباب روحانى يكديگر بودند .
مطربان در هر گوشه اسباب عيش و طربى به خواهش اعيان بلد مذكور ، فراهم ساخته ، جشن كاملى سرپا داشته ، اطفال خردسال با لباسهاى فاخر در اطراف و شهر بغداد هر كدام به انواع و اقسام بازيها مشغول و تمام دكاكين بلده مذكور از براى روز عيد اسباب و متروكات عيدى را دارا .
طوطيان خوش الحان هندى و عند ليبان نغمه سراى داودى به هر يك از آن دكاكين آويخته و به خواندن ، مشغول آواز ، هياهوى جمعيت و صداى طبل و موزيك سپاه و عساكر نظامى دولت عثمانى و شليك توپ و تفنگ به فلك مينا رنگ ، مىرسيد و از هر حيث و هر بابت سياحت تامى ، بود كه شرحش به قلم نمى آيد .
القصه ، چون مىخواستم به سفارت روس بروم از اعراب سراغ قونسولگرى را مىنمودم ، عربها بهسرعت از بنده رد شده ، مىگفتند ، « انّى ما فهم » ، تا به هزار زحمت ، از صاحب منصبان عثمانى ، به زبان تركى سئوال نموده به قونسولگرى روس وارد شدم .