همه اشياءرا به ما اول طى كرده ، كاه ده من يك قران و جو دو من و نيم يك قران تا اين ميزانى كه شما مىگوئيد ، خيلى فرق دارد .
اعراب [ گفتند ] : حاجى داود غلط كرده كه با شما طى كرده ، ما از همه مردم به اين نرخ پول مىگيريم هر كس ندهد ، از اهالى ايران به ضرب كتك و پشت گردنى خواهيم گرفت ، بنده [ گفتم ] : مگر اهالى ايران در خاك شما بايد خوار و ذليل باشند ؟ جهتش چيست ؟
اعراب [ گفتند ] : به واسطه اين كه از ساير رعاياى دول خارجه در هر بلادى كه باشند در حمايت مأمور و نماينده دولت مقتدره خود هستند و كسى نمىتواند با آنها كج رفتارى كند ، اما رعاياى ايران بى صاحباند و از نمايندگان دولت آنها هم ، اقدام صحيحى به امور ايشان نمىشود . از آن جهت ما دخل خود ، رعاياى ايران را قرار دادهايم ، خصوص زوار ترك و مازندرانى ، كه يك زهر چشم نشان بدهيم هر چه مى گوئيم مى دهند ، بنده [ گفتم ] : من از افغانستانم و تبعه انگليس ، اكنون هم محض پيشرفت خيالاتى ، نزد حضرت والى بغداد مى روم و شما نمى توانيد از من پول مفت بگيريد ، چون هر چه با من بد سلوكى نمائيد در حضور والى بغداد تلافى خواهم كرد .
و از رعاياى دولت ايران هم كه پول اخذ مىكنيد و بدرفتارى منظور مىداريد ، بعدها در خاك ايران هم به رعاياى عثمانى تعدى خواهند كرد ، ليكن همچنان كه آنها رعاياى دولت علّيه عثمانى را در هر بلدى گرامى و محترم مىدارند و كسى نمىتواند به قدر خردلى تعدى درباره ايشان بنمايد بايد دولت و ملت اسلام عثمانى هم همواره احترامات رعاياى ايران را داشته باشد ، .
اعراب [ گفتند ] : احترام رعيت از اقتدار دولت است ، دولت ايران اگر سالى صد هزار نفر از رعايايش مفقود الاثر شود ، ابداً به خيال رجال دولت نمىسد و باز خواستى نمىكنند از آن جهت چندين سال است كه ما همين شكل با رعاياى آن دولت رفتار مىكنيم و هر كجا عارض شدهاند كسى جواب ايشان را نداده و از ما هم باز خواستى نكردهاند .
بنده [ گفتم ] : از شما ، بازخواست بطوريكه بايد شود ، در دنيا و آخرت خواهد شد ، و بهرهاى از مال زايرين نمىبريد بهتر آن است كه اذيت و آزار را كنار بگذاريد .
اعراب [ گفتند ] : جناب خان افغان ، اين فرمايشات حاصلى براى ما ندارد ، پول اگر [ 36 ] بما نمىدهيد ، مرخص شويم ، بنده [ گفتم ] : اول گفتم ، اين ميزانها پول ، از من دخل نخواهيد كرد ،
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى ) — صفحة 375
مساهمون: مجموعة مؤلفين
ص٣٧٥