با اين كاروانسراى رباط سنگى متعلق به جناب محمد حسن خان جليلالممالك ، « 1 » حكمران حضرت معصومه است و مستأجر اين كاروانسرا مشهدى على نام قمى است كه آدم صحيح و دانايى معلوم شد و شب مزبور بنده را دعوت نموده و دوسه نفر از رفقا را همراه بردم پذيرايى خوبى به عمل آورد .
[ آبادانى روستاى جهرود ]
روز سيزده [ ذيقعده ] : از آنجا حركت نموده ، سه ساعت به غروب به قريه جيرود رسيديم . چون كاروانسراى صحيحى نبود در خانه سيد حسن نام ، كه مرد صاحب خير و حياط خوبى دارا بود ، اطراق نمودم و از قافله جدائى اختيار كردم ، مسافت از رباط سنگى تا جيرود پنج فرسنگ بود .
اين قريه داراى دويست خانوار نفوس و باغات زياد دارد و آب رود خانه و قنات آن متجاوز از دو فرسنگ اراضى را مشروب مىكند و ميوهجات زياد در اين موسم زمستان از قبيل انگور عسگرى و به و گلابى و سيب و آلو و هندوانه و خربزه اهالى ذخيره دارند و مىفروشند و تمام اطراف اين قريه كوه است .
و هنگام عصرى ، بنده به يك جبال مرتفع آن بالا شده مشغول سياحت شدم از سر اين كوه ، قله كوه دماوند را كه از اين نقطه تا محل آن قله متجاوز از 50 فرسنگ است واضح ديدم ، كه هر آئينه اگر كوهسار در بين راه نباشد ، از صد فرسنگ راه ، به نظر خواهد آمد .
الحاصل ، از كوهسار سرازير شده به خيال رفتن حمام افتادم و راه حمام را چون بلديت نداشتم از شخص جوانى سراغ نمودم ، مشاراليه دليل بنده شد ، مرا درب حمام آورد و به اتفاق [ 18 ] وارد سرحمام شديم ، ديدم دو ، سه لنگ در آنجا با جامه پيچيده است از شخص هادى جوياى آن ملبوس شدم كه از كه خواهد بود ، اظهار داشت ، كه مال زايرين است و مرا اصرار به لخت شدن نمود .
هامش
( 1 ) . محمد حسن خان معظم الدوله امير تومان ( م . 1323 ق ) برادرانيس الدوله زن ناصر الدين شاه به مدت دوسال حاكم قم و كاشان بود . ملك المورخين ، ج 2 ص 777