و ليله شنبه ششم [ ذيقعده ] : به دولت ارك جناب معزى اليه رفته چند نفر از رفقا تشريف داشته و نهايت خوش گذشت . و صبح شنبه تا دوساعت از روز گذشته در منزل ايشان بسر برده بعد از خداحافظى و وداع با يكديگر به منزل آمده اسباب سفر را آماده نمودم و بعدازظهر كه عازم راه بودم جناب خدايگانى از آمدن بنده دلتنگ شده قدرى اوقات تلخى فرمودند و بعنوان مشايعت تا منزل حضرت مستطاب آقاى سيد عبدالله مجتهد « 1 » دامت بركاته تشريف آوردند .
بعد از زيارت وجود مبارك آقا و خارج شدن از دولت ارك ايشان ، با جناب خدايگانى وداع نموده و هر كدام محض جدايى از يكديگر گريه و زارى نموديم و بنده با مرخصى ايشان راهى شده يكساعت به غروب به حضرت عبدالعظيم ورود و به كاروانسراى درب دروازه خيابان مظفريه كسان ما آنجا بودند ، فرود آمدم .
[ گرفتن عوارض از جاده تهران - قم ]
وروزهفتم [ ذيقعده ] : اول صبح ، از شاهزاده عبدالعظيم حركت و عزم راه نموديم ، به اندازه نيم فرسنگ كه آمديم چوب بلند و زنجير و قفلى را سر راه ديديم كه دو ، سه نفر ، غلام تفنگدار هم موكل آن بودند و جمعى از زايرين معطل بودند . و غلامان مذكور از هر رأس اسبى و الاغى مطالبه پانزده شاهى وجه عبور به راه طرف حضرت معصومه مىنمودند و بليطى مىدادند ، كه بايد آن بليط تا حضرت معصومه ، مانند نامه اعمال بدست انسان باشد و در هر قهوه خانه و كاروانسرايى بايد ارائه دهند و در هر كجا بايد نشانى گذاشته شود .
الحاصل ، غلام هاى تفنگ دار مستحفظ راهها مىگفتند ، كه اين راه تا حضرت معصومه متعلق به دولت انگليس و اختيار آن از يد ايرانيان ساقط است ، چون امتياز ساختن اين راه را تا قم بيست سال قبل به انگليسىها دادهاند .
بيچارههاى زوار كه لاعلاج بودند ، هر كدام دعاى خيرى در حق دولت ايران گفته رد مىشدند و با خود در « 2 » غرغربودند كه دولت چرا راه شوسه مملكت خود را به خارجه وابگذارد و روا دار ، صدمه
هامش
( 1 ) . سيد عبدالله بهبهانى ( 1256 - 1328 ق ) مجتهد مشروطه خواه . بانك اطلاعات رجال ايران
( 2 ) . اصل : لندلند