تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
فروشى و بودن آنها با من ، محض نجات و خلاصى از دست آنها ، خود را به مسجد شاه « 1 » به بهانه نماز رسانيده و مشغول نماز شدم تا از شر آنها نجات يافتم . و چون وضع طهران را اينطور ديدم كه غير از معصيت و مردم فريبى زنان ، چيز ديگر معلوم نمىشود در فكر حركت و عزيمت خود به طرف عتبات شده ، عزم گرفتن سفارش خطى از وزارت جليله خارجه ، محض آسودگى راه ها نمودم .

[ درخواست تذكره و گرفتن توصيه نامه ]

روز غره ذيقعده : به دربار شاهنشاه ايران براى تحصيل آن رفتم و تا شام نزد جناب اجل ، آقاى مشير ديوان ، پيشكار حضرت صدارت بودم و درخواست سه طغرا تذكره مرور « 2 » نمودم ، كه علاوه بر سفارش خط صادر شود ، جناب معزى اليه وعده وصول تذكره و سفارش خط به روز ديگر دادند . امروز در ورود و خروج مبلغى به پيشخدمت و قاپيچى « 3 » و باشماقيچى « 4 » انعام دادم و به منزل آمدم روز ديگر به دربار روانه شدم . امروز هم كه 2 ماه ذيقعده بود جناب مشير ديوان ، وعده اقدام به امور بنده به روز ديگر دادند قدرى پول مايه گذاشته طرف عصرى خارج و روانه منزل شدم . يوم 3 [ ذيقعده ] : به دربار رفته كه استدعاى خلاصى و مرخصى خود را از وزارت جليله خارجه بنمايم ، از قضا روز چهارشنبه و تعطيل بود بدون زحمت برگشتم . روز 4 [ ذيقعده ] : اول صبح به اتفاق جناب مشير ديوان به دربار رفته و همه جا در بين راه سفارش گرفتن توصيه خط و تذكره عبور را نموده و آنها به سر و چشم جواب فرموده ، تا وقتى به دربار وارد شدم به محضر نشستيم تا چند ساعت به آمد وشد عارضين بود ، فرصت اقدام به كار بنده نبود .
هامش
( 1 ) . يا مسجد سلطانى كه امروزه آن را مسجد امام خمينى مى گويند . در تاريخ 1229 قمرى ساخته شده است در خيابان پانزده خرداد جنب بازار تهران واقع گرديده است و از بناهاى ارزشمند دوره قاجار است . مؤمنى ، ص 44 ( 2 ) . دست خطى براى مجوز عبور از مرز ( 3 ) . قاپيچى يا قاپوچى به معنى دربان باشى و يا رئيس دربان‌ها . دهخدا ، ذيل واژه ( 4 ) . به معنى كفشدار ، همان