يوم 21 [ شوال ] : اول آفتاب ، از شريف آباد حركت و عازم حضرت عبدالعظيم عليه السلام شديم . جناب خدايگانى و بنده جلو از قافله اسب رانديم كه [ 10 ] زودتر به شاهزاده عبدالعظيم رسيده ، تهيه منزل بنمائيم . اگر چه دربين راه باران شديدى بر سر ما ريخت اما اول غروب به بلده مذكور آمده ، مسافت هفت فرسنگ .
بعد از جستجوى منزل ، به خانه و عمارات مشهدى حسن نام طهرانى كه مستأجر چند باب دكان و كاروانسرا و حمام و حوالى بود فرود آمديم و بسيار حياط خوبى بود . در آن باران زياد ، مشهدى حسن دو نفر از كسان خود را با اسبهاى ما سوار نموده به جلوى قافله فرستاد و نوكران به دلالت آنها يك ساعت و نيم از شب گذشته وارد شدند .
اهالى اين قصبه تمام با يكديگر شريك و همراهى و هم خيال اند و حبوبات را به نرخ هاى معراج مىفروشند . بدين قرار كه نان يك من سى و پنج شاهى و ذغال بيد و ميوه يك من دو قران ، كنده خشك يك من يك قران ، كاه دو من و نيم و جو سى و چهار استار « 1 » يك قران بود .
يوم 22 [ شوال ] : از حضرت عبدالعظيم ، حضور مبارك حضرت مستطاب اشرف ، صدرات عظمى اطلاع ورود خود را داديم از آن جائى كه عنايت حضرت معظم اليه از دوازده سال قبل در باره جناب خدايگانى مبذول بود فوراً توسط تلفن « 2 » اظهار مرحمت و احضار به طهران و تعيين به منزلى فرمودند ، لهذا سه ساعت به غروب بنده و جناب خدايگانى به ماشين نشسته ، به سرعت وارد طهران شديم .
هامش
( 1 ) . وزنى برابر چهار مثقال ، يا چهار مثقال و نيم . همان
( 2 ) . اصل : تليفون . در سال 1265 شمسى مصادف با 1886 ميلادى ، براى اولين بار در ايران ، يك رشته سيم تلفن بين تهران و شاهزاده عبدالعظيم به طول 7 / 8 كيلومتر توسط بوآتال بلژيكى كه امتياز راه آهن رى را داشت كشيده شد . مرحله دوم فناورى مخابرات در تهران از سال 1268 شمسى يعنى 13 سال پس از اختراع تلفن با برقرارى ارتباط تلفنى بين دو ايستگاه ماشين دودى تهران و شهر رى آغاز شد . همان