تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
سياحت حال و وضع ايلاتى آنها را نموده ، به خانه كدخداى ايشان كه مرد جهانديده و آگاهى بود وارد شديم . از قضا ، در اين روز سه مجلس سور دامادى در ميان ايل اين طايفه اتفاق افتاده بود و جشن كاملى داشتند و علامت عروس و داماد اين طايفه كه در اول وصال دارند فقط خيمه قرمز خوش خط و خالى است كه از ساير خيام دور تر ، به اندازه صد قدم مىزنند و عروس با داماد و در ميان آن خيمه تا هفت شبانه روز به كامرانى مشغول‌اند . الحاصل ، حضرات اعراب از خلاصى اشتران خود نهايت خرسند « 1 » و مسرور شدند و از نهار بزم سورى كه حاضر داشتند صرف نموديم و چند مراتب خواستيم سوار شويم ، كه اهل قافله سرگردان نباشند . آنها ممانعت نموده ، خواهش نشستن يك ساعت ديگر از جناب خدايگانى مى نمودند . والحق ، الفت و مهربانى در اين طايفه تمام است . القصه ، هنگام غروب از نزد آنها سوار شده ، به سرعت تمام اسب رانده ، وقتى به ايوان كيف رسيديم بارها را به كاروانسراى « 2 » اول آن قريه فرود آورده بودند ، اگر چه جاى صحيحى نبود ولى لاعلاج بسر برده . مسافت نيم فرسنگ .

[ بى مروتى اهالى شريف آباد و گرانى در شهر رى ]

روز بيستم شوال : از آنجا حركت و از آبهاى انهار زياد بين راه گذشته ، يك ساعت به غروب به قريه شريف آباد « 3 » رسيده ، اطراق نموديم . مسافت پنج فرسنگ . اهالى اين قريه هر كدام براى اخذ و جلب خود بدتر از حارث و ابن سعدند كه مىخواهند زايرين راه را به كلى از جان و مال سوا كنند و ابدا مروت ندارند ، بازخواستى هم از آنها نمىشود .
هامش
( 1 ) . اصل : خورسند ( 2 ) . اين كاروانسراى دركيلومتر 82 جاده تهران به گرمسار و يك كيلومترى جنوب روستاى ايوانكى و از بناهاى دوره صفوى است . و يكى پديا دانشنامه آزاد ( 3 ) . مركز بخش شريف‌آباد شهرستان پاكدشت است . شهر شريف‌آباد در جاده تهران به گرمسار و پس از شهر پاكدشت واقع شده‌است ودرگذشته دهى از دهستان بهنام بخش ورامين بوده است . دهخدا ، ذيل واژه