[ كمبود آذوقه و خوردن غذاهاى افغانى ]
يوم 17 [ شوال ] : از آنجا عازم ده نمك « 1 » شديم و از شورزار آن بيابان گذشته ، اول مغرب ، « 2 » وارد به رباط « 3 » قريه مذكور شديم . مسافت هفت فرسنگ .
مابقى سربازان فوج مامور استر آباد قبل از ما آمده به رباط و ساير كاروان سرايان فرود و اطراق كرده بودند . به هزار زحمت ، سه چهار خانه از رباط ، خالى نموده ساكن شديم و آن شب هر چند تجسس نان و اشياءخوراكى نموديم ممكن نشد و به هر قيمتى كه خريدار شديم ، اهالى قلعه ندادند . آخر الامر ، غذاهاى افغانى از برنج و ماش و روغن پخته ، شب را بسر برديم .
هنگام صبح ، مجدداً نوكران اظهار گرسنگى نمودند ، بنده برخاسته با دو نفر ديگر ميان قلعه ، خانه به خانه گردش كردم ، چيزى دست نيامد با شخص سيد دكان دارى ، مرافعه نمودم و عنفاً از خانهاش نان درآورده پولش را دادم و رفع احتياج شد .
و در اين شب چند نفر از سرجاميان مشهد ، كه يكى برادر ، كربلائى سالار خدابخش حسن آبادى بود از كربلا مراجعت و عزيمت مشهد داشت و او را جناب خدايگانى نزد خود خواسته و اظهار التفات فرموده و كاغذى توسط آن به جناب ابوى ارسال داشتند .
[ رسم آتش روشن كردن در گورستان پاده ]
روز 18 [ شوال ] : از ده نمك ، عازم قشلاق « 4 » شديم و از انهار آب بين راه ، با صعوبت تمام عبور نموده به قريه [ اى ] رسيديم كه او را پاده « 5 » مىناميدند ، بنده در آنجا خود را قدرى عقب كشيدم ، ديدم در قبرستانى چند نفر [ 9 ] برسرقبر ميتى نشستهاند و در بالا سر و پائين پاى قبر ميت آتش زيادى روشن كردهاند . متحير شده ، بعد از چند دقيقه از آنها سوال آن فقره را نمودم ، ايشان اظهار داشتند ،
هامش
( 1 ) . ده نمك شرقى ترين روستاى شهرستان آرادان و ازتوابع دهستان كهن آباد است شاه حسينى ، ص 5 و نيك خو ، ص 43
( 2 ) . اصل : كه
( 3 ) . كاروانسراى ده نمككه در 4 كيلومترى شرقى گرمسار قراردارد مربوط بهدوره صفويهمىباشد . شاه حسينى ، ص 5 - 13 وبنىاسد ، ص 578
( 4 ) . امروزه آن را گرمسار مى نامند .
( 5 ) . نام اصلى آن پائين ده و در 16 كيلومترى مشرق گرمسار . بنى اسدى ص 558