ادبياتى است " سراسر قيام و انقلاب عليه استبداد " . ( عزالدين ، 16 : 1973 ) و رثاى وى در مورد امام حسين ( ع ) " رثاى انسان تنها و مظلومى است كه حقوقش را از بين رفته و كرامتش را جريحهدار مىبيند " ( همان : 97 ) به اين معنى كه شاعر ، هر آنچه را كه مىگويد از عقيده دينى و راسخ او نشأت مىگيرد .
مناجات او با امام زمان در همه قصايدش و خلوص و صدق نيت او در اين مناجاتها و طلب كمك از حضرت ، صدق ولاى او و عمق التزام شعرى وى را اثبات مىكند .
نكتهى مهمى كه در اينجا بايد ذكر كرد ، اين است كه سيد حيدر خود و اهل زمان را به طور مستقيم به قيام نمىخواند بلكه امام زمان ( عج ) را به ظهور و قيام فرا مىخواند ، در واقع شاعر منتظر يك انقلاب است و گويى فقط آرزوى آن را مىكند ، بدون اينكه براى محقق شدن آن تلاشى بكند ، وى در اينجا همانند استاد خويش ( شريف رضى ) عمل كرده است . در واقع شريف رضى و سيد حيدر يك " انقلابى آرمانى " بودند و از حدود تصورات انقلابى پا فراتر ننهادند ، تصوراتى كه با آن برظلم و ستم حكام و جامعه عكس العمل نشان مىدادند . ( شلش ، 174 : 1985 )
در اينجا به آوردن ابياتى از قصيدهى جانسوز سيد حيدر كه در آن ، اندوه خويش را آشكار ساخته و از حضرت صاحب الزمان ( عج ) خواسته است تا به خونخواهى شهيدان كربلا به پا خيزد ، بسنده مىكنيم و پرداختن به اشعار بيشتر را به فصل چهارم موكول مىكنيم و در آنجا به تبيين بيشتر اين مسئله مىپردازيم .
سيد حيدر در اين قصيده از هتك حرمت دين خدا بواسطه حاكمان خودكامه كه حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال كرده ، و از حكومت و دين خداوند سوء استفاده مىكنند ، سخن مىگويد . او فروع و اصول دين را در خطر اضمحلال مىبيند و از حضرت مهدى مىپرسد كه اين قرار و سكوت از چه روست ؟ ! و در ميانهى قصيدهى با آوردن كلمه « اليوم » ، به حاكمان زمان خود اشاره مىكند و از دست ظلم و ستم آنان به حضرت شكوه مىكند . وى در مطلع اين قصيده ، خطاب به امام زمان ( ع ) مىگويد :
اهل بيت ( ع ) در شعر سيد حيدر حلى و شهريار ( فارسى ) — صفحة 98
مساهمون: گلثوم تنها
ص٩٨