( شريعت ) جامهى غم و اندوه را پاره كرد و تكههاى پاره شده ، زبان به شكوه گشودند .
پس همانا بوسيله شمشير ، دلهاى دردمند شيعيانت شفا مىيابد .
از بين ايشان ، جز او كسى اين جان شكست خورده و بر زمين افتاده را بلند نمىكند .
ريسمانهاى حوادث و مشكلات كه بر گردنها افكنده شده ، طولانى شده است پس كى اين ريسمان به دست او بريده مىشود ( بار سنگين مشكلات از دوشها برداشته مىشود ) .
از چه روى نشستهايد كه پايههاى بلند آيين شما شكسته شده است .
فروع دين خبر مرگ اصولش را مىدهد و اصول آن خبر مرگ فروعش را مىدهد .
امروز افرادى كه حرمت ارجمند دين را مباح مىشمارند ، در امر دين با خودكامگى حكم مىكنند ( كلمه اليوم نشاندهندهى زمان عثمانى مىباشد كه زمام حكومت را در دست گرفتند ) .
2 - 4 مدح موسىبن جعفر و محمد جواد ( كاظمين ) عليهماالسلام
« موسىبن جعفر نه تنها از نظر علمى تمام دانشمندان و رجال علمى آن روز را تحتالشعاع قرار داده بود ، بلكه از نظر فضايل اخلاقى و صفات برجستهى انسانى نيز زبانزد خاص و عام بود ؛ به طورى كه تمام دانشمندانى كه با زندگى پرافتخار آن حضرت آشنايى دارند ، در برابر شخصيت اخلاقى وى سر تعظيم فرود آوردهاند . « ابن حجر هيثمى » ، دانشمند و محدّث مشهور اهل تسنّن ، مىنويسد : موسى كاظم وارث علوم و دانشهاى پدر و داراى فضل و كمال بود . وى در پرتو عفو و گذشت و بردبارى فوقالعادهاى كه ( در رفتار با مردم نادان ) از خود نشان داد ، كاظم لقب يافت و در زمان او هيچ كس در معارف الهى و دانش و بخشش به پايهى او نمىرسيد . » ( پيشوايى ، 1384 : 306 )
« سخنان و مناظرات امام جواد ( ع ) و حلّ مشكلات بزرگ علمى و فقهى توسط آن حضرت ، تحسين و اعجاب دانشمندان و پژوهشگران اسلامى اعمّ از شيعه و سنّى را برانگيخته و آنان را به تعظيم در برابر عظمت علمى امام وا داشته است و هر كدام او را به نحوى ستودهاند . به عنوان نمونه ، « سبط ابن الجوزى » مىگويد : « او در علم و تقوى و زهد و بخشش بر روش