تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت ( ع ) در شعر سيد حيدر حلى و شهريار ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
اى پسر عبد شمس ، خداوند حفره‌اى را كه تو را و آن فحشايى را كه در بدترين قبر است ، سيراب نكند ( از رحمت خدا به دور باشى ) آيا از ستم‌هاى هميشگى غصب حق پسران احمد روى نگرداندى ؟ !

2 - 3 - 2 - 1 - 3 - 4 توصيف شمشير و اسب امام ( ع )

سيد حيدر براى دلاورى همچون امام حسين ( ع ) ، شمشيرى تيز و برّان به تصوير مىكشد كه در نبرد با دشمن و در بحبوبه جنگ ، يار و ياور اوست ؛ شمشير تيز و برّانى كه در مقابل صفوف دشمن ، به مثابه يك لشكر عمل مىكند و او با تكيه بر اين شمشير ، يك تنه صف دشمن را در هم مىكوبد . شاعر در اينجا با تعبير و تشبيهى بسيار زيبا كشته شدن دشمن توسط شمشير اين دلاور مرد را به نكاح در آوردن اين جان‌ها براى شمشير تيز و برّان وى تشبيه كرده و مهريه‌شان را مرگ و در خون خضاب شدن قرار داده است . وى همچنين از اسب ايشان سخن رانده است ؛ او به طور صريح اسم ذوالجناح را نياورده ، اما از ويژگىهاى اين اسب راهور گفته و آن را انيس امام ( ع ) در ميدان كارزار معرفى مىكند . پس از شهادت امام حسين ( ع ) ، اسب او كاكل خود را به خون امام آغشته كرده و باصيحه و فرياد و گام بر زمين زدن به سوى خيمه‌ها دويد تا شهادت امام را به اهل بيت خبر دهد . زنان متوجه شهادت امام شدند و شيون آنان برخاست . ( مجلسى ، 1403 ، ج 60 : 45 ) در زيارت ناحيه مقدسه از اين اسب ، با عنوان « جواد » ياد شده كه با زين و حالت پريشان روى به خيمه‌ها نهاد : « فلمّا نظرنَ النساءُ الى الجوادِ مُخزياً و السرج عليه ملويا خرجنَ من الخُدور ناشراتِ الشُعورِ ، على الخدودِ لاطمات و لِلوجوهِ سافراتٌ و بِالعَويلِ داعِياتٌ . . . » ( العلايلى ، 1972 ، ج 298 : 3 )
تعثّر حتّى ماتَ الهامُ حدُّه * و قائمُه فى كفّه ما تعثّرا كأنَّ أخاهُ السيفَ اعطى صبرَه * فلَم يبرح الهَيجاءَ حتّى تكسرا
( حلّى ، 80 : 1404 )