اى ابر تو را مىبينم كه بر مردم سايه افكندى و با بارانت تشنگىشان را سيراب ساختى .
در حالى كه فرزندان پيامبر در بيابانى كه تنها را مىسوزانيد ، دلهاىشان از تشنگى شكافته شد .
او را در حالى كه جامش بر روى زمين افتاده بود ، تشنه كشتند در بيابانى كه راهش را بر او بسته بودند .
پس مرگ در دلهاى بسيار تشنهاى اقامت گزيد كه هيچ سيرابى جز مرگ را نيافت كه درونش را خنك كند .
شدت گرماى نيمروز تابستان ، تشنگىاش را زياد كرد هنگامى كه حرارت نيمروز ، زمين را برمىافروخت .
چگونه است حال روزهدارى كه روزهاش را با خون باز كرده و آيا خون تشنگىاش را سيراب مىكند .
2 - 3 - 2 - 1 - 3 - 2 هجو بنى اميه
تراژدى واقع شده در كربلا ، به همان اندازه كه تألم و تحسّر انسان را بر مىانگيزد ، درياى خشم او را نيز به خروش در مىآورد ، به همين خاطر يكى از مضامين برجستهى شاعران در تمام دوران ، تاختن به خصم ، شماتت و هجو آنان است . سيد حيدر در لابهلاى اشعارش به هجو بنىأميه پرداخته و از اين طريق خشم خود را نسبت به اين قوم ظالم نشان مىدهد . وى در جايى از ديوانش ، از امام به " شير بيشه " و از بنى اميه به " سگى كه پارس مىكند " ، تعبير كرده و با اين تشبيه صراحتاً به هجو و نكوهش آنان پرداخته است :
فمَتى أبوالأشبالِ « 1 » رُوِّ - * عَ يا اميّةُ بالنِباح
( همان : 68 )
اى بنى اميه كى شير بيشه با پارس سگ مىترسد .
شاعر در ابيات زير ، دو عنصر حق و باطل را در مقابل هم قرار مىدهد ؛ به اين صورت كه
هامش
( 1 ) ابو الاشبال : شير بيشه