ما ذنبُ فاطمةٍ و حاشا فاطماً * حتّى أخذتَ بذنبِها أبناءَها
لابلَّ منكَ المُزنُ غلةَ عاطشٍ * فيما سَقيت بنى النبىِ دماءَها
( همان : 54 )
أ زُلالَ العفوِ تَبغى و على * أهلِ حوضِ اللهِ حرَّمتَ الزلالا
( همان : 101 )
اى بنىاميه چشم را از خواب پر كن چرا كه امام حسين بر خاك افتاده است . ( اى بنىاميه راحت بخواب چرا كه تا امام حسين زنده بود از ترساش آرام و قرار نداشتيد اينك ديگر آسوده بخوابيد )
اى بنىاميه ، دستانت بشكند كه اين دستها در كربلا امير دستها را بر خاك نشاند .
گناه حضرت فاطمه چيست ، حاشا كه از فاطمه گناهى سر زده باشد كه به خاطر گناه او فرزندانش مورد انتقام قرار گيرند .
باران ، تشنگىات را سيراب نكند كه تو خون را به فرزندان پيامبر نوشاندى .
چگونه طلب عفو خالصانه مىكنى حال آنكه آب زلال را بر اهل حوض خدا حرام كردى ! ؟
شاعر در اينجا بنىاميه را با نام جدشان مورد مخاطب قرار مىدهد و نسبت عمو زادگى آنها را با رسول الله يادآور مىشود و به نفرين و نكوهش فرزندان بنى عبد شمس ( برادر هاشم ) مىپردازد كه نشانهى شدّت خشم شاعر و تنفّر وى از عاملان جنايت هولناك كشتار أئمه اطهار ( ع ) و ياران آنهاست . سيد حيدر امام حسين را با نام پدر بزرگش مورد خطاب قرار داده و در عين اينكه در صدد بيان نفرت و انزجار خود از بنىأميه بوده ؛ گريزى به نسب و خاندان شريف ابا عبدالله الحسين ( ع ) زده است :
بنى عبد شمسٍ لا سَقى اللهُ حفرةً * تضمُّكَ و الفحشاءَ فى شرِّ مُلحِدِ
ألمّا تكُن مِن فُجوركَ دائماً * بمشغلةٍ عن غصبِ أبناءِ أحمدِ
( همان : 70 )