2 - 3 - 2 - 1 - 3 موضوعات :
2 - 3 - 2 - 1 - 3 - 1 تشنه شهيد شدن امام حسين
عطش يكى از دردناكترين حوادث در واقعه عاشورا به شمار مىآيد . يك تراژدى كه در طول تاريخ ، عواطف انسانى را تحريك كرده و احساسات بشرى را جريحهدار ساخته است . اين رخداد تلخ و سوزناك با تأثير بر عواطف شاعران ، در سطح گسترده در اشعار عاشورايى انعكاس يافته و به واسطه حزن وتألم نهفته در آن ، اين بخش از اشعار را در دايره ادبيات بكايى قرار داده است . ( انصارى ، 162 : 1389 )
امويان ، امام حسين و اهل بيت و اصحابشان را از آب منع كردند ، سپس به بدترين شيوه به شهادت رساندند و سرشان را قطع كردند و در شهرها چرخاندند و در آخر ، زنان و بچههاىشان را از كربلا به سوى شام به اسارت بردند ( المفيد ، 242 : 1392 ) . سيد حيدر در اينجا از دريچه عاطفه و احساس به مسئله عطش امام حسين و فرزندانش نگريسته است و آن را دستاويزى براى تحريك احساسات مخاطبان خود قرار داده است و با عاطفه حزن آلود ، تصويرى دردناك و متأثر كننده از تشنه شهيد شدن امام حسين ( ع ) در نيمروز گرمى كه جگرها را مىسوزاند ، ارائه مىدهد و از حماسهى خون خدا در غيبت آب سخن مىراند ، حماسه خون خدا كه خود چون آب مايه زندگى انسان است و كشتى رهايى برآب كه بىآب كشته شد :
و أراكَ تُنشِىءُ يا غَمامُ على الوَرى * ظلًّا و تُروى من حَياكَ ضماءها
و قُلوبُ أبناءِ النبى تفطّرت * عطشاً بقفرٍ أرمضت أشلاءَها
صرعتهُ عطشاناً صريعةً كأسُها * بتنوفةٍ سدَّت عليهِ فضاءَها
فَثَوت بأفئدةٍ صوادٍ لَم تَجِد * ريّاً يبُلُّ سِوى الرِدى أحشاءَها
تغلى الهواجرُ مِن هجيرِ غَليلها * إذ كانَ يوقَدُ حَرُّه رمضاءَها
ما حالُ صائمةِ الجَوانحِ أفطَرت * بدمٍ و هَل تُروى الدِماءُ إضماءَها
( حلّى ، 54 : 1404 )