نيست .
در بيت زير شاعر اوج عظمت روحى حضرت را به تصوير مىكشد كه در زمانيكه دشمن فجيعترين رفتارها را با او و اهل بيتش كردند ، در عين حال وى براى جهل و نادانى دشمن مىگريست و اين اوج مناعت طبع يك انسان وارسته را به تصوير مىكشد . شاعر با تبحر به تصوير جهالت و كفر دشمن در برابر حسين ( ع ) مىپردازد و با آوردن « اشفاق على الكفر » به آرمان امام حسين كه اصلاح امت پيامبر و رهايى آنان از كفر و جهالت بود اشاره مىكند و به گريه امام حسين به حال آنان كه كفر سراسر وجودشان را گرفته بود اشاره مىكند :
نعى مَن بَكى لا خيفةً مِن عُداتِهِ * وَ لَكِن لإشفَاقٍ عَليهِم من الكفرِ
( همان : 81 )
( جبرئيل ) خبر مرگ كسى را داد كه گريه مىكرد اما نه از روى ترس از دشمنان بلكه به خاطر دلسوزى بر آنان به خاطر كفرشان .
2 - 3 - 2 - 1 - 1 - 6 مقيد به عهد و پيمان
سيد حيدر در اينجا از زبان جبرئيل ، حامل وحى به هجو و نكوهش بنى أميه مىپردازد و آنان را با لفظ " خائن " مخاطب قرا مىدهد و از اين طريق به دون و پست بودن اين قوم دامن مىزند و در مقابل از كسى سخن مىگويد كه پيشه او و يارانش وفاى به عهد خداست :
نَعى الرُّوحُ جِبريلُ بأنَّ ذَوى الغدرِ * أراقوا دمَ المُوفينَ للهِ بالنَذرِ
( حلّى : 81 : 1404 )
جبرئيل خبر داد به اينكه خائنان و پيمان شكنان خون كسانى را كه عهد خدا را وفا مىكردند ، ريختند .
2 - 3 - 2 - 1 - 1 - 7 وديعه الهى
شاعر اهل بيت در اينجا در بيان اوج عظمت فاجعه ، تصويرى روايى تاريخى و عاطفى از ژرفاى مصيبت رخ داده را به نمايش مىگذارد و با اسلوب ايجاز قصر معانى گستردهاى را بر مركب الفاظى اندك مىنشاند و در يك بيت معانى را مىگنجاند كه در عين سوزاندن قلبها و