مدح نسب و خاندان ممدوح خويش مىپردازد . " اين مسئله در شعر عربى سابقهاى طولانى دارد و با فرهنگ رايج در محيط عرب هماهنگ است ؛ زيرا عربها از گذشتههاى دور به نسب و نياكان خود افتخار مىكردند " ( انصارى ، 97 : 1389 ) . شاعر در اين بيت با بهره گيرى از استعاره مكنيه در " تُجهَّمُ وجهُ الموت " اثر بخشى كلامش را فزونتر كرده است .
يومَ تُجَهَّمُ وَجهُ المَوتِ فِيهِ وِ قَد * لاقَى ابنَ فاطمةٍ جَذلانَ مُبتهجَاً
( حلّى ، 94 : 1404 )
روزى كه در آن چهرهى مرگ ترشرو مىگردد ، وقتى كه مىبيند پسر فاطمه زهرا ( س ) چهرهاى بشاش و شادان دارد .
2 - 3 - 2 - 1 - 1 - 5 اميد بيچارگان
سيد حيدر در ابيات زير از محبت امام حسين در حق بندگان خدا سخن مىراند و اينكه امام ياور مستضعفان و در راه ماندگان و آرزومندان و فريادرس مظلومان و طرفدار حق و عدالت بود . شاعر در اينجا از شهادت كسى سخن مىگويد كه با كشته شدنش خواست تا در سرتاسر اين هستى ، دولت حق را به پاى دارد و جامعه را از حكومت امويان نجات دهد ، آنان كه حقوق انسان را منكر شدند و حكومت را به كشتزارى براى خود تبديل كردند تا براى خود هر آنچه را خواهند ، برگيرند . با كمى تأمل در الفاظى كه شاعر در اين ابيات برگزيده و صفاتى كه براى امام برشمرده مىتوان ديد كه سيد حيدر از نبود اين خصايل در جامعه و حاكم عربى حكايت دارد و از فقدان آن رنج مىبرد :
ألا قُل لأبناءِ السبيلِ : ألا اقنطوا * فقد ماتَ مَن يحنو عليكُم و يعطفُ
و يأساً بنى الآمالِ أن ليسَ مُفضِلٌ * عَليكُم ، و للمظلومِ أن ليسَ مُنصِفُ
( حلّى ، 94 : 1404 )
به در راه ماندگان بگو : نا اميد شويد زيرا كسى كه به سوى شما مىآمد و مهربانى مىكرد مرده است .
و آرزومندان نااميد شويد كه مهربانى كننده بر شما نيست و براى مظلوم عدالت ورزى