است و خداوند را بر اين عشقى كه به اهل بيت دارد ، شاهد و گواه مىگيرد :
بولاءِ أبناءِ الرِسالةِ أتَّقِى * يومَ القيامَةِ هَولَهَا و بَلاءَهَا
لِيرى الإلهُ ضَجيعَ قلبى حبَها * وضجيع جسمِى مدحَها و رثاءَها
أتَرى يقلِّدُنى صحيفةَ شَقوتى * يبزُّ عُنقِى مدحَها و ثناءَها
بل أينَ مِن عُنقى صحيفتى التى * أخشى و قد ضمنَ الولاءُ جلاءها
( حلّى ، 55 : 1404 )
أرجُو بها فى الحشرِ * راحةَ هذه النفسِ الهلوعة
( همان : 95 )
و إنّى فيها أرتجى يومَ محشَرى * بقُربى مِنكُم سادتى أتشرّفُ
( همان : 95 )
از ترس و بلاى روز قيامت به دوستى فرزندان رسالت پناه مىبرم .
براى اينكه خدا ببيند عشق او همراه قلبم و مدح و رثاى او همراه جسمم است . ( اين بيت نشاندهنده عشق اهل بيت در ژرفاى وجودش مىباشد )
آيا مىبينى كه دفتر شقاوتم بر گردنم آويخته و مدح و ثناى آنها گردنم را فرا گرفته است .
بله چطور ممكن است كه از نامهى اعمالم ( دفتر شقاوتم ) كه بر گردنم است خوف داشته باشم در حالى كه ولايت و دوستى اهل بيت جلا و روشن كردنش را تضمين كرده است .
بواسطه شما ، در روز قيامت به راحتى اين جان ناآرام و بىتاب و قرار اميد دارم .
من اميد دارم كه در روز محشر با نزديك شدنم به شما سروران شرفياب شوم .
2 - 3 - 2 - 1 - 1 - 4 شوق ديدار محبوب
شاعر در بيت زير به توصيف روز شهادت حسين بن على ( ع ) مىپردازد كه با چهرهاى درخشان و بشاش به پيشواز مرگ مىرود و اينچنين مرگ را مغلوب خويش مىسازد . شاعر در اينجا وارد مقوله تبار شناسى نيز مىشود و امام حسين را با اسم مادرش خطاب مىكند و به