درباره شهريار و شعر او ، كسان بسيار سخن گفته و زبان به ستايش اين غزلسراى ادب معاصر فارسى گشودهاند . اما در اينجا به منظور اختصار ، فقط به ذكر ديدگاه سه تن از آنان ، ملكالشعراى بهار به عنوان نماينده برجسته نسل پيشين و پل ارتباط ميان قديم و جديد ، و ميرجلالالدين كزازى به عنوان ميراثدار زبان فارسى كهن ، و نيمايوشيج پدر شعر نو ، اكتفا مىگردد . بهار عقيده دارد كه " شهريار نه تنها افتخار ايران بلكه افتخار شرق است " و كزازى مىگويد : " شهريار بى هيچ گمان ، يكى از بزرگترين و تواناترين سخنسرايان ايرانى در روزگار ماست " ، و نيما نيز در وصف او مىگويد : " شهريار تنها شاعرى است كه من در ايران ديدهام . ديگران كم و بيش ، دست به وزن و قافيه دارند . . . اما براى شهريار همه چيز على حده است . " ( عليزاده ، 13 : 1374 و 25 و 377 ) نيما در جاى ديگر ، در زمينه پيوند شعر شهريار با عرفان مىگويد : " يكى از مزاياى شعر ايران ، پيوستگى قوى آن با عرفان است . شهريار اين مزيت را در لباس تازه شعر وارد كرده است . . . من گمان نمىكنم كسى مثل شهريار اين موضوع را ، كه طبيعت شاعر فقط به آن راه پيدا مىكند ، وارد ادبيات ساخته باشد . " ( همان : 26 )
علاوه بر اين ، شهرت عمومى او ، در كنار غزلهاى پر از لطافتش ، برگرفته از شعر اجتماعى - روستايى " حيدربابا سلام " اوست كه در آن با بيانى بسيار ساده و دلنشين با كوه حيدربابا در زادگاهش ، زبان به سخن مىگشايد و خاطرات تلخ و شيرين گذشتهى خود و مردمان پاك سرشت آن سامان را مرور مىكند .
1 - 7 - 2 ويژگى اجتماعى شعر شهريار
از خصوصيات اجتماعى شهريار مىتوان از عشق و علاقه بيش از حد او نسبت به وطن و آب و خاك نام برد ، او به ايران و انقلاب اسلامى ، با تمام وجود عشق مىورزد . وى يكى از بزرگترين شاعران ادب معاصر است كه آثار بسيار ارزشمندى در انواع مختلف ادبى ، در دو زبان تركى و فارسى از او به يادگار مانده است . " او از سويى يادگار قطرانها ، نظامىها ، خاقانىها ، همامهاست و از سوى ديگر زنجير اتصال چندين قرن ادب فارسى است كه سبك قديم را به سبك جديد مىپيوندد ، آشنايى كامل وى به زبانهاى فارسى ، تركى عربى و