« در كشاكش و سوز و گداز اين عشق مجازى بود كه پرتوى از جرقههاى عشق حقيقى و آسمانى در ژرفاى دل اين شاعر آزاده و وارسته تابيدن گرفت ؛ عشق به محبوب واقعى كه ديگر شكست و ناكامى در پى ندارد و دامن پاكش از دست نامحرمان روزگار پيوسته مصون مىباشد . » ( كاويانپور ، 49 : 1375 - 48 ) از جمله خصوصيات اخلاقى شهريار ، معرفت حقيقى و ايمان قلبى او به خداست ، او به تمام معنى مردى خداشناس و معتقد به مبانى عقيدتى اسلام است . خدا شناسى و ايمان شهريار به مذهب و ارادت به اهل بيت ( ع ) و بويژه امير المؤمنين ( ع ) و سيدالشهدا امام حسين ( ع ) را مىتوان در لابهلاى آثارش مشاهده كرد .
1 - 7 - 1 شخصيت ادبى شهريار
شهريار نيز چون هر شاعر بزرگ ديگرى ، در شعرش ادوار مختلفى را تجربه كرده است و اين ادوار علاوه بر آنكه تابع فصلهاى مختلف حيات شاعر از جوانى ، ميانسالى و پيرىاند ، از تغييرات و تحولات ديگر زندگى او نيز متأثرند . تغييرات و تحولاتى كه حاصل تأثير زمان و محيط و نيز ضرورتهاى تاريخى و حوادث و ديدارها و آشنايىهاى شاعر با ديگراناند . هر چند در اين مورد نمىتوان تقسيم بندى دقيقى ارائه كرد ، اما حيات شعرى او را مىتوان به سه دوره تقسيم كرد :
1 . دوره جوانى او كه با عشق ( عشق ملموس و مادى ) درگير است . در اين دوره شهريار غزلهاى پرشور عاشقانهاش را مىسرايد .
2 . دورهاى كه از آشنايىاش با افسانهى نيما آغاز مىشود و به ارتباطى عميقتر با شعر نيمايى منجر مىشود .
3 . دوره آخر كه به سالهاى پختگى و پيرى شاعر مربوط مىشود ، در اين دوره گرايش به نوعى عرفان در شعر شهريار آشكار است . مشخصترين وجه اين دوره از شاعرى او ، گرايش شديدى است كه به حافظ ابراز مىشود . شهريار در اين دوره خصوصاً و در تمام دوران شاعرى شهريار عموماً ، قطب ، مقتدا ، الگو و پير و مرشد شهريار در شاعرى است . در اين دوره شهريار ، بسيارى از غزلهاى عارفانهاش را مىسرايد . ( منزوى ، 53 : 1372 )