تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت ( ع ) در شعر سيد حيدر حلى و شهريار ( فارسى ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
جامعه‌ى قبيله‌اى عربى ظرف پيدايش حماسه را نداشته است . هميشه درگيرىهاى قوم عرب داخلى بوده و جنگ ميان قبايل نزديك يكديگر بوده است و از چنين جنگ‌هاى داخلى حماسه به وجود نمىآيد ( شفيعى كدكنى ، 5 : 1385 - 4 ) . ولى اگر معناى لغوى حماسه را در نظر بگيريم كه به معنى شجاعت و شدّت ( ابن منظور ، ج 58 : 6 ) است ، در اكثر قصايد عربى به چشم مىخورد . در مراثى اهل بيت سخن از حماسه فراوان رفته است . قهرمان مراثى شاعران اهل بيت ، دلاور مردانى هستند كه با آگاهى كامل از پيامد رويارويى با ستمگران عصر خويش شمشير از نيام كشيده و تا آخرين نفس از آرمان مقدّس خود دفاع كرده‌اند . آنچه شعر عاشورايى را متمايز مىسازد نوعى ارزش‌گذارى و جهت‌گيرى معنوى است كه لباس فاخر را برتن حماسه‌نمايان مىسازد . متفكر شهيد استاد مرتضى مطهرى در جلد سوم حماسه‌ى حسينى ، مى نويسد : " حسين يك شخصيت حماسى ، و حادثه كربلا يك داستان حماسى و شعارهاى حسينى ، شعارهاى حماسى است . " ( مطهرى ، 315 : 1374 ) 3 . هجو : حادثه عاشورا به گونه‌اى است كه از يك سو احساس و عاطفه صادقانه را به سوى خود مىكشاند و از طرفى ديگر ، نسبت به خاندان بنىاميه ، طراحان و بانيان شهادت امام حسين ( ع ) ابراز نفرت مىكند ، بيزارى در قالب هجو ظهور مىيابد ؛ البته هجو عاشورايى كوتاه و محدود است . « چنان كه از شاعرى پرسيدند : چرا هجا را كوتاه مىسرايى ؟ در پاسخ گفت : قلاده همين قدر كه دور گردن را بگيرد ، كفايت مىكند » ( بدوى ، بىتا : 258 ) . تحول عمده در شيوه هجو نسبت به قرون گذشته ، تغيير جهت نوك تيز حمله از بنىاميه و اشاره رفتن آن به سوى حاكمان جور زمان است ، بنىاميه در ادب معاصر به تاريخ اموى محدود نمىشود بلكه نمادى از حاكميت ظلم و ستم است كه مورد هجو و حمله شاعران معاصر بوده است . ( امين مقدسى ، 65 : 1391 ) 4 . مدح : « مدح در شعر حسينى از اخلاص و عشق سرچشمه گرفته و به هدف كسب و طمع براى برانگيختن توجه حاكمان نبوده است و اگر در دوره‌هاى پيشين ، اين فن به اميد اجر و ثواب دنيوى شيوع يافته بود ، در عصر حاضر در صد كمى از شاعران به اين انگيزه توجه