بر قبر حسين ( ع ) در كربلا عبور كردم و اشك فراوانى چون سيل از چشمانم جارى گشت .
و همواره بر او مىگريم و نالهزارى مىكنم و آه و اشك و حسرتم ، چشمانم را يارى مىدهد .
همانگونه كه ذكر شد اگرچه رخداد عظيم عاشورا ، نخستين بارقهها و جلوههاى شعرى را در پهنهى ادبيات عرب شاهد گرديد ، اما با رهيافت آن در ميان ملل ديگر ، جامعهى ادبى آنان نيز ، گنجينهى ارزشمندى از آثار عاشورايى را به خود ديد ، از اينرو عاشورا يكى از نقاط مهم تلاقى مذاهب اسلامى ؛ بلكه نقطهى اشتراك اديان توحيدى و آزادىخواه بهشمار آمده و بسيارى از شاعران با درك عظمت و تأثيرگذارى نام حسين ( ع ) ، دل نگاشتههاى خود را در تاريخ ادبيات عاشورايى به ثبت رساندهاند .
1 - 5 اغراض شعر عاشورايى
1 . رثا : رثا يكى از صادقترين اغراض شعرى به حساب مىآيد چرا كه از دلهاى سوخته و عواطف سرشار سرچشمه گرفته است . مهمترين مشخصه رثا را ذكر فقدان محبوب ، شمارش فضايل او ، تن به تقدير سپردن و در نهايت شكايت از جور دوران دانستهاند ( ابوناجى ، 11 : 1402 ) . در اصطلاح ادب ، رثا يكى از فنون ادبى است كه با روحيات و احساسات شاعر مرتبط است و صداقت از بارزترين ويژگى آن است .
اين فن يكى از برجستهترين اغراض شعر حسينى در همه دورهها به شمار مىآيد . اين امر مختص به ادبيات عرب نيست بلكه ادبيات فارسى در اين زمينه مسيرى همچون مسير ادبيات عرب را پيموده و شايد بتوان گفت كه ادبيات فارسى ، در اين عرصه بر ادبيات عربى پيشى گرفته است . ( شمس الدين ، 188 : 1379 )
2 . حماسه : شرح حماسهى شهيدان زيباترين ستايشنامهاى است كه در رثاى اهل بيت ( ع ) وجود دارد . حماسه بر شجاعت نيز اطلاق مىشود كه بيشتر مبتنى بر بيان مفاخر قبيلهاى و فردى باشد ( صفا ، 16 : 1371 ) . حماسه سرايى در ادب فارسى جايگاه ويژه دارد ، ولى در ادب عربى به آن مفهومى كه در ادب فارسى مطرح است ، مصداق ندارد ؛ زيرا