تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت ( ع ) در شعر سيد حيدر حلى و شهريار ( فارسى ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
است . در طول تاريخ تشيع ، موضوع عاشورا يكى از داغ‌ترين اشعار متعهد و عاطفىرثايى شاعرانى چون كميت ، دعبل ، ابوفراس ، شريف رضى ، ابن عرندس ، ابن جزار و . . . بوده است . در واقع اكثر شعراى شيعه به گونه‌اى به رثاى امام حسين ( ع ) در اشعار خود پرداخته‌اند ؛ اما متأسفانه آنچه در حوزه تحليل وتطبيقى و نقد شعر عاشورا ، مكتوب شده است ، بسيار اندك است ؛ اگرچه روند رو به رشد اين گونه مقالات و مكتوبات ، اميدوار كننده است . لذا در اين رساله ، بر آن شديم بيشترين تمركز خود را بر روى اشعار عاشورايى سيد حيدر حلّى و شهريار و نقد و تحليل اشعار عاشورايى آن دو ( بين سه زبان تركى ، فارسى و عربى ) قرار دهيم تا به سهم خود گامى در اين راه برداشته باشيم . آنگونه كه از شواهد برمىآيد ، آغازگر ادبيات تشيع در شعر فارسى « حكيم كسايى مروزى » مىباشد اما قديمىترين غم‌سروده‌هاى مذهبى در وصف كربلا و عاشوراييان در شعر « قوامى رازى » ، شاعر شيعه مذهب اوايل قرن ششم هجرى نمايان است ( كازرونى ، 7 : 1382 ) . مضامين شعرى اين عاشورا سرايان در عرصه ادب فارسى ، در قالب‌هاى گوناگون ، در پوششى از اوصاف و مناقب به ياران امامت و ولايت عرضه شده است . محور اين توصيفات و انگيزه اين غم سروده‌ها ، حسين‌بن على ( ع ) و خاندان و يارانش بوده كه به انگيزه تحقيق مفاهيم با ارزشى چون حق ، شرف ، عدالت و پايدارى قيام كرده و از شهادت نهراسيدند . در ادب عربى نيز اولين شعر حسينى را به « عقبةبن عمرو السهمى » كه از شاعران سده اول هجرى است ، نسبت مىدهند . محسن امين نيز سروده‌هاى او را جزء اولين اشعار عاشورايى مىداند ؛ آنگاه كه در اواخر قرن اول به زيارت قبر حضرت مىرود و با اين ابيات ، مرثيه‌سرايى مىكند :
مررتُ على قبر الحُسَينِ بِكَربَلا * فَفاضَ عليهِ من دُمُوعى غَزيرُها و مازلتُ أبكيهِ و أرثِى لشَجوِهِ * ويَسعُدُ عَينى دمعُها و زَفيرُها
( امين ، 147 : 1374 - 146 )