درست است كه ادبيات تطبيقى از اروپا شروع شده و در آنجا شكل گرفته است اما ادبيات عربىاسلامى هم در گذشته با اين نوع ادبى آشنا بوده است . « اشكال سادهى مقايسه در ادبيات عربى سابقهاى ديرينه دارد . قديمى ترين موازنه در ادبيات عربى ، موازنهى ميان امرؤالقيس و علقمة الفحل ، شاعران عصر جاهلى مىباشد . ( مكى ، 1992 : 8 ) ، در عصر عباسى ابوالقاسم حسن بن بشر بن يحيى الآمدى ، متوفى سال 173 ه / 189 ، كتابى به نام الموازنة بين الطائيتين تأليف كرد و در آن به مقايسهء ابوتمام و بحترى - دو شاعر عصر عباسى - پرداخت . هدف اين مقايسه ، اثبات برترى يكى بر ديگرى بود ؛ بى آنكه ارتباط تاريخى ميان آنها را مطالعه نمايد . سپس قاضى الجرجانى ، در كتابى با عنوان بين المتنبى و خصومه ، متنبى را با ابوتمام و ديگر شاعران عصر عباسى مقايسه كرده است . ( همان : 9 ) اما همهى اين فعاليتها ويژگى زيباشناختى داشتند و هدف برترى دادن يك شاعر قومى بر شاعر قومى ديگر بوده است ، نه بررسى رابطهى تاريخى ميان آنها در خارج از مرزهاى ادبيات ملى .
« در ادبيات قديم عربى ، جاحظ ( متوفّاّى 552 ه . ق ) رابطهى ادبيات عربى با ادبيات ساير ملتها را بررسى كرده و در آثارش الحيوان و البيان و التبيين به مقايسهء ادبيات عربى ، فارسى ، هندى و يونانى پرداخته است . » ( همان : 10 ) مثلًا ادبيات هند را در حكمت ، ادبيات يونان را در فلسفه و منطق ، ادبيات فارسى را در فن بلاغت و ادبيات عربى را در شعر و خطابه برتر دانسته است . وى به مقايسه فن خطابه در ادبيات فارسى و عربى پرداخته و در نهايت به برترى خطابه عربى حكم داده است . اهميت اقدام جاحظ در اين است كه وى مقايسههاى ادبى را از مرزهاى ادبى ملى خارج نموده ؛ ولى اين اقدام وى باعث پيدايش ادبيات تطبيقى نشده است . ( همان )
ولى اين رشته نوپا ، به معناى امروزى خود به همت محمد غنيمى هلال وارد ادبيات عربى نيز شد وى در ايجاد آن بشدت متأثر از مدرسه فرانسوى بود و تعاريف و چارچوب وى از ادبيات تطبيقى نيز پايبند اصول اين مدرسه بود و در مورد مفهوم ادبيات تطبيقى مىگويد : ادبيات تطبيقى ، دلالت و مفهوم تاريخى دارد . موضوع تحقيق در اين علم عبارت است از پژوهش در
اهل بيت ( ع ) در شعر سيد حيدر حلى و شهريار ( فارسى ) — صفحة 34
مساهمون: گلثوم تنها
ص٣٤