تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت ( ع ) در شعر سيد حيدر حلى و شهريار ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
يا امامَ العصرِ ما أقتَلَها * حسرةً كانت هى الداءُ العلياءا فمَتى تبردُ أحشاءٌ لَنا ؟ * كِدنَ بالأنفاسِ يضرمن الهَواءا و نَرى يا قائمَ الحقِّ انتَضت * سيفَها منكَ يدُ اللهِ انتِضاءا
( حلّى ، 1404 : 30 ) بايست و از قلبى گداخته شده و از چشمانى خون آلود بگو : اى امام زمان ، چه قدر كشنده است آرزويى كه درمان پذير نباشد . پس كى دل ما خنك مىشود ، نزديك است كه ما با نفس‌هاىمان هوا را آتش بزنيم . اى برپا كننده‌ى حق مىبينيم كه دست خداوند از جانب تو شمشيرش را بركشيده است . شهريار ، اشعار فراوانى درباره انتظار ظهور دارد . وى درد هجران را كشيده و خوب مىداند كه فراق يار ، چقدر سخت و جان فرسا است . درد فراق مهدى زهرا را مىتوان از ابيات زير به خوبى دريافت . شهريار در اين ابيات كه يكى از زيباترين دل سروده‌هاى وى به زبان تركى است ، به صورت عاشقى جلوگر شده كه از درد هجران يار به ستوه آمده و از فراق و دل مردگى كه حاصل نديدن روى مه يار است ، شكوه مىكند و عاجزانه ، تمناى وصال دارد :
كولدن يانيب دولوبدو اوجاقلار هايانداسان ؟ * يوخ بير گولوش سولوبدو دوداقلار هايانداسان ؟ هر ايل عزيزله ديك آقاجان شعبان اون بئشين * سسليرله پوفله شمعى اوشاقلار هايانداسان ؟ هر جومعه گلميشيك گله سن جمكران يولون * چالدى قابار يولوندا اياقلار هايانداسان ؟ بيزده دوزه نميريك داها آرتيق فراقينا
اهل بيت ( ع ) در شعر سيد حيدر حلى و شهريار ( فارسى ) — صفحة 275 | گلثوم تنها