يا امامَ العصرِ ما أقتَلَها * حسرةً كانت هى الداءُ العلياءا
فمَتى تبردُ أحشاءٌ لَنا ؟ * كِدنَ بالأنفاسِ يضرمن الهَواءا
و نَرى يا قائمَ الحقِّ انتَضت * سيفَها منكَ يدُ اللهِ انتِضاءا
( حلّى ، 1404 : 30 )
بايست و از قلبى گداخته شده و از چشمانى خون آلود بگو :
اى امام زمان ، چه قدر كشنده است آرزويى كه درمان پذير نباشد .
پس كى دل ما خنك مىشود ، نزديك است كه ما با نفسهاىمان هوا را آتش بزنيم .
اى برپا كنندهى حق مىبينيم كه دست خداوند از جانب تو شمشيرش را بركشيده است .
شهريار ، اشعار فراوانى درباره انتظار ظهور دارد . وى درد هجران را كشيده و خوب مىداند كه فراق يار ، چقدر سخت و جان فرسا است . درد فراق مهدى زهرا را مىتوان از ابيات زير به خوبى دريافت . شهريار در اين ابيات كه يكى از زيباترين دل سرودههاى وى به زبان تركى است ، به صورت عاشقى جلوگر شده كه از درد هجران يار به ستوه آمده و از فراق و دل مردگى كه حاصل نديدن روى مه يار است ، شكوه مىكند و عاجزانه ، تمناى وصال دارد :
كولدن يانيب دولوبدو اوجاقلار هايانداسان ؟ * يوخ بير گولوش سولوبدو دوداقلار هايانداسان ؟
هر ايل عزيزله ديك آقاجان شعبان اون بئشين * سسليرله پوفله شمعى اوشاقلار هايانداسان ؟
هر جومعه گلميشيك گله سن جمكران يولون * چالدى قابار يولوندا اياقلار هايانداسان ؟
بيزده دوزه نميريك داها آرتيق فراقينا